قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١١٦ - فصل نوزدهم - در هبه
خواستم بقيّه طلاهايم را براى كمك به دولت بدهم پدرم راضى به اين كار نبود، اوّلًا مىخواستم ببينم تكليف من نسبت به طلاهايى كه قبلًا دادهام چگونه است؟ چون در آن زمان نمىدانستم پدرم راضى نيست. و ثانياً آيا از لحاظ شرعى اجازه پدرم لازم است يا نه؟ مسأله ديگر ازدواج با معلول است، آيا بدون اجازه پدر امكان پذير است يا نه؟
ج- از چيزى كه پدر به شما هديه كرده آنچه قبلًا به دولت كمك كردهايد اشكال نداشته، و از اين به بعد از پدرتان اجازه بگيريد[١] و بدون اجازه پدر نمىتوانيد ازدواج كنيد. ج ٣ ف ص ١٧٤- ١٧٥
(١٠٤٣)
س ١١٥- سه برادر ابوينى پس از فوت پدر اموال او را بين خود تقسيم كردند، بعد برادر بزرگ فوت نمود. يكى از دو برادرى كه ماندهاند چون عقيم بوده و اولاد نداشته زن بيوهاى را عقد كرده كه از شوهر قبلى يك پسر بچّه نزد اين زن مىباشد، او پيش از مرگ در محضر يك عالم تمام اموال و دارايى خود را به اين زن و پسرش منتقل كرده و اكنون فوت كرده است. آيا حقّ ارث از برادر زنده سلب مىشود يا نه؟
ج- اگر تمام اموالش را به زن و بچّه او تمليك كرده و تحويل آنها داده است برادر ارث نمىبرد. ج ٣ ف ص ٤٣١
- ر. ك. ٢٦٥ س ٦٠، ٦١- ٨٦٩ س ٥٦، ١٢٤- ٨٧٥ س ٧٥- ١٠٣٧ س ٤٦، ٥٠، ٥١، ٥٢- ١٠٩٢ س ٤٧.
ماده ٨٠٤: در صورت رجوع واهب نماآت عين موهوبه اگر متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود.
مسأله ١٦- اگر واهب در جايى كه رجوع برايش جايز است، از هبهاش رجوع نمايد و موهوب نماى منفصلى داشته باشد كه بعد از عقد و قبض پيدا شده باشد، مانند ميوه و حمل و بچه و شير در پستان، مال متّهب مىباشد و به واهب برنمىگردد، به خلاف نماى متصل مانند چاقى، كه به واهب بر مىگردد. و احتمال دارد كه اين نماى متصل مانع رجوع شود به جهت آنكه موهوب با چنين نمايى، همان عينى كه بوده نيست، بلكه حق رجوع نداشتن، خالى از قوت نيست. بلكه ظاهر آن است كه پيدا شدن ثمره و حمل و بچه هم مانع رجوع مىشود، پس با پيدا شدن اين نماءها رجوع به آن جايز نيست.
[١]. جمله« از پدرتان اجازه بگيريد» يك توصيه اخلاقى براى اجتناب از اذيّت كردن پدر است.