قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٢٧٤ - مبحث سوم - در سهم الارث وراث طبقه سوم
عموى مادرى و نه عمه مطلقاً و نه دايى و خاله مطلقاً نباشد. و بين اينكه عموى پدرى يكى باشد يا متعدد، فرق نمىكند. و همچنين بين اينكه پسر عموى ابوينى يكى باشد يا متعدد، فرق نمىكند. پس در اين صورت، ارث ميّت مال پسر عمو مىباشد، نه عمو و نه پسران عموها و عمهها و دايىها و خالهها. و در اين مورد، فرق نمىكند كه يكى از زوجين باشد يا نباشد و اين حكم در غير اين مورد جارى نمىشود. البته اگر وارث ميت، عمه پدرى و پسر عموى ابوينى باشد با مصالحه، احتياط نمودن مطلوب است.
ج ٤ ص ٦١
س ١١٠- چندى قبل دختر خالهام به رحمت ايزدى پيوست، و متوفّى در زمان فوت داراى مال و اموال بود كه همه در حال حاضر در اختيار خواهرم- كه در زمان حيات متوفّى حياط مشترك داشتهاند- مىباشد. نامبرده غير از اينجانب و برادر و خواهر ديگرم (كه در حال حاضر تمامى اموالش در اختيار ايشان مىباشد) وارث قانونى ديگرى ندارد.
اين موضوع، جهت تعيين حصر وراثت به دادگاه اعلام گرديد ولى دادگاه به علّت اين كه متوفّى دايى پدرى دارد نتوانسته تصميم بگيرد. آيا ما وارث قانونى و شرعى متوفّى مىباشيم يا نه؟
ج- با وجود دايى ميّت ولو تنها پدرى باشد دختر خاله و پسر خاله ارث نمىبرند.
ج ٣ ف ص ٤٢٨- ٤٢٩
ماده ٩٣٧: هرگاه براى ميّت نه اعمام باشد و نه اخوال، اولاد آنها به جاى آنها ارث مىبرند و نصيب هر نسل نصيب كسى خواهد بود كه به واسطه او به ميّت متصل مىشود.
(در اينجا چند امر است) دوم: اولاد عمومه و خؤوله در صورتى كه خود آنها و كسانى كه در درجه آنها قرار دارند نباشند، جاى آنها مىباشند و كسى كه اقرب است اگرچه سببش يكى باشد، بر ابعد اگرچه قرابتش به دو سبب باشد، مقدم است، مگر در يك مورد كه پيش از اين گذشت. و اولاد عمومه و خؤوله، ارث كسى را كه به سبب او قرابت پيدا مىكنند مىبرند.
سوم: منسوبين مادر ميّت در اين طبقه، دائى باشد يا خاله يا اولاد آنها، ابوينى باشند يا پدرى، همه اينها مطلقاً به طور مساوى ارث مىبرند و منسوبين پدر ميّت يعنى عمومه و اولاد آنها به تفاوت ارث مىبرند و مرد دو برابر زن ارث مىبرد. البته در عمومه مادرى و