قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٩٨ - فصل سوم - در موانع نكاح
س ٤٨- در زمان طاغوت دخترى با اجبار پدر و مادرش راضى شده با مردى ازدواج كرده، و پس از مدّتى با زور و بدون رضايت شوهر از او طلاق گرفته و به عقد مرد ديگرى در آمده كه الآن از اين شوهر دوّم دو بچّه دارد، آيا طلاق اجبارى زن در زمان طاغوت اشكال دارد يا نه؟ ضمناً موقع عقد دوّم زن مطلب را براى شوهرش نگفته است.
ج- طلاق اجبارى بر شوهر صحيح نيست و در اين صورت عقد بر شوهر دوّم باطل است و بر او حرام ابدى شده است. ج ٣ ف ص ٣٢٩- ٣٣٠
١٠٥١- (غرض از نزديكى، ر. ك. ١١٥٥/ مس/ ٢).
- ر. ك. ١١٣٨ س ٤٥.
ماده ١٠٥٢: تفريقى كه با لعان حاصل مىشود موجب حرمت ابدى است.
مسأله ١٦- و از اسباب تحريم، «لعان» است؛ با شروطى كه در باب لعان ذكر شده، به اين صورت كه نسبت زنا به زن بدهد و ادعا كند كه زناى او را مشاهده نموده است و بينه نداشته باشد، يا فرزند زن را كه جامع شرايط الحاق به آن مرد است، نفى نمايد و زن، آن را انكار نمايد و مرافعه را نزد حاكم ببرند پس آنها را امر به ملاعنه با كيفيت خاصى مىنمايد؛ پس اگر ملاعنه كردند حدّ قذف از او و حدّ زنا از زن ساقط مىشود و فرزند از او منتفى مىشود و زن بر او حرام ابدى مىگردد[١]. ج ٣ ص ٥١٣
(٨٨٢)
١٠٥٢- ر. ك. ٨٨٢/ مس/ ١٦.
ماده ١٠٥٣: عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدى است.
مسأله ١٢- از چيزهايى كه موجب حرمت ابدى است، تزويج در حال احرام است؛ چه دائمى باشد يا انقطاعى، چه زن مُحْرم باشد يا مُحِل و چه واقع نمودن تزويج به مباشرت خودش باشد يا با وكيل گرفتن؛ چه وكيل مُحرم باشد يا مُحِل و خواه اينكه وكيل گرفتن قبل از احرام باشد يا در حال احرام. و اين با علم به حرمت است و امّا با جهل او به حرمت، اگر چه در تمام صورتهاى مذكور ازدواج باطل است، ليكن موجب حرمت ابدى نمىشود. ج ٣ ص ٥١١- ٥١٣
(٢)
مسأله ١٣- در آنچه كه از تحريم تزويج با علم؛ و بطلان آن با جهل ذكر شد، بين اينكه احرام براى حج واجب باشد يا مستحب يا براى عمره واجب باشد يا مستحب و
[١].( براى ملاحظه احكام راجع به لعان ر. ك. ٨٨٢- كتاب لعان)