قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٢ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
مىشد بهتر از اين بود كه با مخالفت فعلى او روبهرو گردد. از طرف ديگر، اقوام داماد هم داراى سوابق خوبى نيستند. مستدعى است نظر مباركتان را مرقوم فرمائيد؟
ج- احتياط آن است كه يا دختر به ازدواج رضايت بدهد و يا داماد او را طلاق دهد. و در غير اين صورت دختر نمىتواند با ديگرى ازدواج كند.
ج ٣ ف ص ١٦٤- ١٦٥
(١٠٦٣- ١٠٧٠)
س ١٥- اينجانب دخترى داشتم كه در ده سالگى براى خدمتكارى به خانه كسى رفته است، الآن حدود هفده سال است كه در خانه اوست و نمىگذارد دخترم به خانه بيايد تا او را شوهر دهم، و من غيرتم قبول نمىكند ناموسم در خانه اجنبىّ باشد، لطفاً حكم شرعى آن را بيان فرمائيد؟
ج- اختيار با خود دختر است و كسى حقّ ندارد مزاحم او شود، و در ازدواج دختر اذن پدر معتبر است. ج ٣ ف ص ١٦٥
س ١٦- به واسطه اختلاف سليقه بعضى از دخترها و پدرهايشان، گاهى دخترها مايل به ازدواج با بعضى از پسرها مىشوند- كه با آنان همفكر و هم سليقهاند- ولى پدر مايل به ازدواج دختر با آنان نيست، آيا باز هم رضايت پدر را در عقد دختر لازم مىدانيد؟
ج- اگر با ردّ خواستگار مورد پسند دختر كفو شرعى و عرفى ديگرى براى دختر پيدا مىشود، و تأخير ازدواج دختر تا پيدا شدن كفوى كه مورد پسند پدر هم باشد مفسده ندارد، اجازه پدر شرط است. ج ٣ ف ص ١٦٥
س ١٧- اگر مردى با دختر باكرهاى بدون اذن پدر او ازدواج كند و پس از حامله شدن دختر پدر دختر به عقد راضى شود آيا اين اذن در حلّيت كافى است؟ و آيا فرق است بين [رضايت پدر بعد از] اولاد آوردن و قبل از پيدا شدن حمل؟
ج- با اجازه پدر صحيح مىشود و فرقى نيست. ج ٣ ف ص ١٦٦
س ١٨- دخترى كه بالغه، رشيده، عاقله، حدود بيست ساله و تحصيل كرده مىباشد و مايل به ازدواج با جوان متديّن مسلمانى است، امّا پدر دختر به واسطه امور مادّى اذن نمىدهد، آيا در اين صورت دختر مىتواند بدون اذن پدر ازدواج كند؟
ج- اذن پدر در ازدواج دختر باكره شرط است، مگر در صورتى كه از تزويج به كفو منع كند و دختر نياز به ازدواج داشته باشد و بترسد كه اگر از اين ازدواج صرف نظر كند