قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٩ - مبحث دوم - در اثر ضمان بين ضامن و مضمون له
مبحث دوم- در اثر ضمان بين ضامن و مضمون له
ماده ٦٩٨: بعد از اينكه ضمان به طور صحيح واقع شد ذمه مضمون عنه برى و ذمه ضامن به مضمون له مشغول مىشود.
س ١- اگر ضامن در ضمن ضمانت شرط كند كه ذمّه مضمون عنه هم مشغول باشد و يا مضمون عنه هم مسؤوليت پرداخت داشته باشد آيا صحيح است؟
ج- شرط مزبور صحيح نيست ولى اگر ضامن با اذن مضمون عنه ضمانت كرده بعد از اداء مىتواند به او رجوع كند.
ج ٢ ف ص ٣١٤
(٢٣٢ بند ٣ و شايد ٢٣٣ بند ١)
س ٨٨- گيرندگان وام داراى يك معرّف و يك ضامن مىباشند در صورت عدم پرداخت، دين بر عهده معرّف است يا ضامن؟
ج- معرّف ضامن نيست. ج ٢ ف ص ٥٥٧
ماده ٦٩٩: تعليق در ضمان مثل اينكه ضامن قيد كند كه اگر مديون نداد من ضامنم باطل است ولى التزام به تأديه ممكن است معلق باشد.
مسأله ٢- در صحت ضمان امورى شرط است:
از جمله: منجز بودن عقد ضمان، كه بنابر احتياط (واجب) شرط است، پس اگر ضمان را بر چيزى معلق كند مثل اينكه بگويد: «من ضامن مىشوم اگر پدرم اذن بدهد».
يا بگويد: «من ضامن مىشوم در صورتى كه مديون تا فلان زمان نپردازد يا در صورتى كه اصلًا نپردازد» باطل مىباشد. ج ٣ ص ٤٣
(١٨٩)
- (براى ملاحظه حكم مشابه در مورد توليت، ر. ك. ٧٧/ مس/ ٨٢).
س ٢- اگر ضامن شرط كند كه من ضامن مىشوم بدين گونه كه اگر مضمونعنه نپرداخت من بپردازم حال يا به طور واجب مشروط يا معلق اينگونه ضمانت صحيح است يا نه؟
ج- صحيح نيست. ج ٢ ف ص ٣١٤
(١٨٩- ٢٣٢ بند ٣)
ماده ٧٠٠: تعليق ضمان به شرط صحت آن مثل اينكه ضامن قيد كند كه اگر مضمون عنه مديون باشد من ضامنم موجب بطلان آن نمىشود.
مسأله ١٦- اگر شخصى دينى را بر ديگرى ادعا كند، پس شخص سومى به مدعى