قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٠٦ - فصل نوزدهم - در هبه
مسأله ٣٢- اگر از شخصى مثلًا دينارى با رهن قرض كند و دينار ديگرى بدون رهن از او قرض كند، سپس يك دينار را به او به نيت اداى دين پرداخت كند، پس اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار رهندار باشد همان ساقط مىشود و رهن آزاد مىگردد. و اگر قصدش اين باشد كه اداى دينار بدون رهن باشد رهن آزاد نمىشود و دين آن باقى مىماند. و اگر قصدش فقط اين باشد كه از دو دينار يك دينار ادا كرده باشد بدون آنكه دينار رهندار يا بىرهن را تعيين نمايد، آيا پرداختى او به حساب دينار بدون رهن مىباشد كه رهن باقى بماند، يا پرداختى او به حساب دينار رهندار مىباشد كه رهن آزاد شود، يا بين آنها تقسيم مىشود پس رهن باقى مىماند، يا به مقدارى كه دين رهندار پرداخت شده آزاد مىشود، وجوهى است كه وجيهتر از همه بقاى رهن است تا يقين به فك رهن پيدا شود. ج ٣ ص ١٩
(٢٨٢)
فصل نوزدهم- در هبه
ماده ٧٩٥: هبه عقدى است كه به موجب آن يك نفر مالى را مجاناً به كس ديگرى تمليك مىكند. تمليك كننده واهب، طرف ديگر را متهب، مالى را كه مورد هبه است عين موهوبه مىگويند.
صدر مسأله ١- هبه، تمليك عينى است مجاناً و بدون عوض. و اين همان هبه به معناى اعم است كه شامل صدقه و سكنى و غير آن مىشود و اما معناى اصطلاحى خاص آن كه در مقابل نظاير آن است، احتياج به قيدهاى خارج كننده دارد و مطلب سهل است. و گاهى از آن به «عطيّه» و «نحله» تعبير مىشود. و هبه، عقدى است كه احتياج دارد به ايجابى با هر لفظى كه بر مقصود دلالت كند- مانند «هبه كردم (بخشيدم) به تو» يا «به ملك تو در آوردم» يا «اين مال تو» و مانند اينها- و به قبول با چيزى كه دلالت بر رضايت نمايد. و عربى در آن معتبر نيست. و بنابر اقوى با معاطات- با تسليم عين و تحويل گرفتن آن به عنوان هبه- واقع مىشود. ج ٣ ص ٩٩
(١٩٣)
س ١٠- شخصى ملك ساخته شده خود را فقط جهت تشكيل دبيرستان به آموزش و پرورش اهدا كرده اهدا كننده فوت نموده و حدود بيست و دو سال ملك اهدا شده به صورت دبيرستان دخترانه مورد استفاده بلاعوض قرار گرفته است آيا اكنون آموزش و پرورش مىتواند دبيرستان را به مدرسه راهنمايى تبديل نمايد در حالى كه نظر اهدا