قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٨٠ - فصل هفدهم - در صلح
باشد و از آن به نصف آن به صورت نقدى مصالحه كند- مانعى ندارد، به شرط اينكه مقصود او، اسقاط زيادى و ابراء وى از آن و اكتفا به ناقص (مثلًا نصف آنها) باشد، چنانكه چنين چيزى در مانند چنين مصالحهاى مقصود و متعارف است، نه آنكه مقصود معاوضه بين زايد و ناقص باشد. ج ٢ ص ٤٧٣- ٤٧٥
مسأله ١٦- جايز است كه دو شريك صلح كنند كه سرمايه از يكى از آنان و سود و زيان براى ديگرى باشد. ج ٢ ص ٤٧٥
- (بطلان صلح بر اسقاط حق رجوع در طلاق رجعى) ر. ك. ١١٤٩/ مس/ ٧.
س ٩- هيچ يك از ما وارثين از وصيّت نامه پدرمان اطلاع نداشتهايم ولى بعد از فوت او وصيّت نامهاى به دست آمده كه معلوم مىشود او در غياب ما به شهر قم آمده و آن را نوشته است ولى ما از نظر عمل به آن مشكوك هستيم چون مورد قبول دو تن از دختران و يك پسر كه نامش در وصيّت نامه ذكر شده نمىباشد لذا تقاضا داريم كه بفرماييد آيا با اينكه فرزندان همه كبير بودهاند صلح صحيح است يا خير و صلح در غياب فرزندان كبير از نظر شرع چگونه است؟ ناگفته نماند كه متوفى غير از يك خانه و دو قطعه باغ ذكر شده در وصيّتنامه اموال ديگرى نداشته در هر صورت عمل شرعى اين وصيّتنامه را مرقوم فرماييد؟
ج- شخص در حيات خودش مىتواند هر گونه تصرفى در مال خودش بكند و صلح او به بعض اولاد موقوف به رضايت بقيه نيست و وصيّتنامه اعتبار شرعى ندارد مگر آنكه موجب اطمينان به وصيّت شود. ج ٢ ف ص ٤٠٧
(٨٢٦- ١٢٩٠)
س ١٤- مادرى در حدود بيست و پنج سال پيش مقدارى از آب و ملك و خانه خود را به فرزندان اناث خود كه چهار نفرند مصالحه مىنمايد و در ضمن صلحنامهها اينگونه قيد شده كه: اختيار «مصالح عنه» مادام الحيات با خود مصالح مىباشد و بعد از وفات او ملك طلق و حق صدق دختران متصالحه مىباشد كه ارباعاً تقسيم نمايند و براى ديگرى حق و نفع و بهرهاى نيست كه مداخله نمايند. و مخفى نماند كه اين قيود در صلحنامه ملك و آب است و نيز در صلحنامه خانه اينگونه قيد شده است. و قابل ذكر است كه اين دو صلحنامه را دو نفر نوشته و در دو زمان نيز نوشته شدهاند ولى بعد از گذشت چندين سال گاه به گاهى مادر مذكور مىگويد اموال را مىخواهم بفروشم. يا اصلًا آن موقع