قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤١٩ - فصل چهارم - شرايط صحت نكاح
لغو مىباشد. و همچنين اگر مقصود تزويج اين زن حاضر است و خيال كند كه او دختر بزرگ و اسمش فاطمه است پس بگويد: «زوجتك هذه و هى فاطمه و هى الكبرى من بناتى» پس معلوم شود كه او دختر كوچك و اسمش خديجه است، عقد بر زنى كه مورد اشاره شده واقع مىشود و اسم و وصف لغو مىشود. و اگر مقصود عقد بر دختر بزرگ است، ولى چون خيال كرده كه اين زن حاضر همان دختر بزرگ است، بگويد: «زوجتك هذه و هى الكبرى» بدون اشكال عقد بر دختر بزرگ واقع نمىشود و در وقوع عقد بر زن مورد اشاره وجهى است، لكن نبايد احتياط ترك شود به اينكه عقد تجديد شود يا طلاق داده شود. ج ٣ ص ٤٤٥- ٤٤٧
س ٤٢- اگر مجريان عقد در موقع اجراى عقد، نام اشخاص را مرخّم كنند (مثلًا مسيحاللَّه را مسيح بگويند) آيا عقد اشكالى پيدا مىكند؟
ج- اسم بردن ميزان نيست، همين قدر كه عقد براى شخص معيّنى خوانده شود و به نحوى آن شخص را معلوم نمايند كفايت مىكند. ج ٣ ف ص ٩٥
س ٤٥- چندين سال قبل- در دفتر رسمى- مردى دخترى را عقد نموده و مهريّهاى نيز براى او قرار داده است، ولى حالا معلوم شده آن دختر قبل از جارى كردن صيغه فوت نموده و حيات نداشته، و زن ديگرى به همان نام در خانه اين مرد است، ولى پدر و مادرش غير از اوّلى است. آيا اين ازدواج صحيح است يا نه؟
ج- در فرض مرقوم اگر عقد براى همين زن كه حيات دارد خوانده شده صحيح است.
ج ٣ ف ص ٩٦
- (براى ملاحظه حكم مشابه در اعمال حقوقى كه شخصيت طرف علت عمده آن است، ر.
ك. ٧١/ مس/ ٣٧).
ماده ١٠٦٨: تعليق در عقد موجب بطلان است.
مسأله ١٠- در صحت عقد، تنجيز شرط است؛ پس اگر آن را بر شرطى يا آمدن زمانى معلق نمايد باطل است. البته اگر آن را بر چيزى كه حقيقتاً حاصل شده معلق نمايد، مانند اينكه در روز جمعه بگويد: «انكحت ان كان اليوم يوم الجمعه» بعيد نيست كه صحيح باشد. ج ٣ ص ٤٤٥
ماده ١٠٦٩: شرط خيار فسخ نسبت به عقد نكاح باطل است ولى در نكاح دائم شرط