قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٢٦ - قسمت سوم - در اخذ به شفعه
ماده ٨١٩: نماآتى كه قبل از اخذ به شفعه در مبيع حاصل مىشود در صورتى كه منفصل باشد مال مشترى و در صورتى كه متصل باشد مال شفيع است ولى مشترى مىتواند بنائى را كه كرده يا درختى را كه كاشته قلع كند.
ماده ٨٢٠: هرگاه معلوم شود كه مبيع حين البيع معيوب بوده و مشترى ارش گرفته است شفيع در موقع اخذ به شفعه مقدار ارش را از ثمن كسر مىگذارد. حقوق مشترى در مقابل بايع راجع به درك مبيع همان است كه در ضمن عقد بيع مذكور شده است.
ماده ٨٢١: حق شفعه فورى است.
مسأله ١٧- اگر شفيع بر بيع اطلاع پيدا كند، در همان حال حق مطالبه دارد و با مسامحه و تأخير بدون انگيزه عقلايى و عذر عقلى يا شرعى يا عادى، حق شفعهاش باطل مىشود، به خلاف اينكه اخذ نكردن به شفعه به خاطر عذرى باشد. و از جمله عذرها اطلاع نداشتن از بيع است، اگر چه كسى كه مورد اطمينان نيست، به او خبر داده باشد. و هم چنين (از جمله آنها) است اينكه نداند كه مستحق حق شفعه مىباشد، يا نداند كه تأخير انداختن اخذ به شفعه با سهل انگارى جايز نيست. بلكه از جمله عذرها است اگر به جهت اينكه خيال مىكرده ثمن آن زياد است، اخذ به شفعه نكند، سپس خلاف آن معلوم شود (كه ثمن كم بوده است)، يا خيال كند كه ثمن آن نقدى است كه تحصيل آن بر او دشوار است، مانند طلا، سپس خلاف آن معلوم شود و غير اينها.
ج ٢ ص ٤٦٣
- ر. ك. ٨٠٨/ مس/ ٨ و ١٠.
س ٢- اينجانب مشغول كشت روى زمينى هستم كه متراژ فعلى آن حدود ٤٧٠٠ متر مربع است و قبلًا حدود ٦٥٠٠ متر مربع بوده كه ما به التّفاوت را ايادى رژيم منحوس براى جشنهاى ٢٥٠٠ ساله به زور و كتك گرفتند و هم اكنون آن ما به التّفاوت، شارع عمومى است و تنها محلّ امرار معاش اينجانب از سبزيكارى روى باقيمانده اين زمين است، اين زمين از پدر من به يگانه خواهرم به ارث رسيده و خواهرم در حدود هجده سال پيش قسمتى از سهم الارث خود را بدون اطلاع من و با صحنه پردازيهايى كه از طرف خريدار شد فروخت كه ابتدا با تبانى با محضر دار وقت، سند ذمّه به او دادند و پس از ظاهرشدن مسأله در فاميل، مجبور شدند به ايشان پول پرداخت نمايند (البتّه خواهرم از نظر شمارش پول و تشخيص آن دچار كمبودهايى نيز هست). اينجانب با توجه به