قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٦٦ - فصل پنجم - در وصى
اموال مذكور تصميمگيرى نمايم يا خير؟
٤- آيا اينجانب حق دارم مهريّه خود را نقداً درخواست نمايم يا خير؟ و با توجّه به اينكه در وصيّت نامه تصريح گرديده كه: «كليّه اموالم متعلّق به فرزندم مىباشد» از محل فروش كدام اموال بايد مهريّه اينجانب پرداخت گردد و آيا مىشود، لوازم و مايحتاج زندگى را براى تأمين آن فروخت يا خير؟
ج- وصيّت سكناى منزل براى مادر و واگذارى اموال به فرزند در ثلث مجموع تركه نافذ و در زائد بر آن موقوف بر اجازه ورثه است. بدهى شهيد بابت مهريّه زوجه و غيره مقدّم بر وصيّت است و از اصل تركه خارج مىشود و زن از قيمت ساختمان منزل و از اعيان منقولات ارث مىبرد و قيّم صغير مكلّف است اموال صغير را حفظ كند تا پس از بلوغ و رشد او تحويل وى دهد مگر آن كه مصلحت صغير ايجاب كند كه تمام يا قسمتى از اموال او را برايش بفروشد و وصيّت سكناى منزل براى مادر مانع از فروش منزل نيست ولى مشترى حق ندارد موصى لها را از سكونت منع كند.
ج ٢ ف ص ٤٤٧- ٤٤٨- ٤٤٩
(٤٠- ٤٣- ٨٤٢- ٨٦٩- ٩٤٦- ١١٩٤- ٥٣)
س ٨٨- خانواده ما يازده نفر هستند كه از اين يازده نفر، دو نفر صغير هستند. بعد از فوت پدرم، مادرم از نظر شرعى و قانونى قيّم ما شدند، تكليف مادرم براى استفاده از اموال افراد خانواده براى كارهايى از قبيل خيرات براى پدرم، ميهمانى در منزل، برگزارى مراسم دعا در منزل و ... چگونه است؟
ج- با مراعات مصلحت صغار، مانع ندارد. ج ٢ ف ص ٤٤٩
(١١٩٤- ١٢٤١)
س ٨٩- اينجانب قيّم يك صغير مىباشم؛ مدّتى پيش قسمتى از زمينى را كه متعلّق به صغير بود، به علّت اين كه ساير شركا حاضر شده بودند از سهمشان به خاطر ساختن كاروان حسينى بگذرند من هم به نيّت اين كه چون براى كار خيرى است و شايد بتوانم در جاى ديگر تبديل به احسنش كنم، رضايت دادم؛ امّا چون اخيراً خريد و فروش زمين خيلى مشكل شده و مخصوصاً پيدا كردن زمينى بهتر يا مثل آن غير ممكن است با توجه به اين كه زمين چيز خراب شدنى نيست و مىتوان آن را تا كبير شدن صغير نگهداشت، آيا مىتوان قيمت آن را محاسبه كرده و به حساب صغير بريزم يا بايد رضايتم را پس بگيرم و از ساختن آن قطعه- كه مربوط به صغير است- براى كاروان حسينى جلوگيرى نمايم؟