قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٥٠١ - فصل اول - در مورد امكان فسخ نكاح
س ٢٤- دخترى را به پسرى طورى نشان مىدهند كه صورت دختر خوب ديده نشود، سپس پسر از واسطه مىپرسد كه آيا دختر عيب و نقصى دارد يا نه؟ واسطه مىگويد كه نه تنها عيب و نقص ندارد بلكه خيلى هم زيبا است! (و سر به زيرى دختر از خجالت است) ولى بعد از عقد، پسر متوجّه مىشود كه چشمهاى دختر چپ است! ضمناً پسر از اوّل به واسطه گفته بوده كه: «من دختر متديّن و با حجاب مىخواهم» ولى بعداً معلوم شده كه دختر فاقد اين شرايط است؛ آيا عقد صحيح است؟ و در صورت طلاق آيا به دختر چيزى تعلّق مىگيرد؟ به فرض اين كه در موقع ديدن، پسر و دختر صيغه محرميّت خوانده باشند چه حكمى دارد؟
ج- عقد ازدواج صحيح است، ولى اگر وصف كمال يا عدم نقص در ضمن عقد شرط شده، يا عقد مبنىّ بر آن واقع شده، در صورت تخلّف شوهر حقّ فسخ دارد، و در غير اين صورت حقّ فسخ ثابت نيست، و در فسخ قبل از دخول مهر ساقط است، و بعد از دخول تمام مهر ثابت است. و در طلاق قبل از دخول نصف مهر و بعد از دخول تمام مهر ثابت است. ج ٣ ف ص ٨٦- ٨٧
(١١٠١- ١٠٩٢)
س ٢٧- اينجانب پس از عروسى متوجّه شدم كه زنم باكره نبوده (چون نشانههايى را كه در عرف مردم مرسوم است آنها را پس از زناشويى نديدم) لذا به پزشك بانوان مراجعه كردم تا مراتب معلوم گردد؛ چون پول پزشك را خانواده زنم دادهاند پزشك گفته است كه آثارش مخفى است، آيا من مىتوانم گفته پزشك را قبول كنم كه زنم قبل از زناشويى باكره بوده است يا نه؟ اگر جواب، باكره نبودن زنم مىباشد چه مقدار مهريّه بايد كم شود، و تفاوت مهريّه باكره و ثيّبه چطور بر من معلوم بشود؟
ج- مهر همان است كه در متن عقد تعيين شده و فرقى بين باكره و غير آن نيست. بلى اگر در عقد شرط بكارت شده يا عقد مبنىّ بر آن شرط بوده و شوهر به طريق شرعى عدم بكارت را اثبات نمايد مىتواند عقد را فسخ كند، و در صورت عدمِ فسخ و اختيار بقاء زوجيّت ولو به سبب عدم حقّ فسخ[١] مىتواند ما به التفاوت بين باكره بودن و غير آن را از مهر كم كند. و مقدار ما به التفاوت بين دو مهر منوط به تشخيص عرف است.
ج ٣ ف ص ٨٨- ٨٩
(١٠٨٠)
[١]. منظور عدم حقّ فسخى است كه نتيجه اسقاط آن حقّ باشد.