قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٨ - فصل اول - در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
موجبات ارث مىبرد مگر اينكه بعضى از آنها مانع ديگرى باشد كه در اين صورت فقط از جهت عنوان مانع مىبرد.
(در اينجا چند امر است- طبقه سوم- مسأله ٢١) هفتم- اگر براى وارثى، دو موجب ارث يا بيشتر باشد به واسطه تمام آنها ارث مىبرد، در صورتى كه بعضى از آنها مانع بعضى ديگر نباشد؛ مثل اينكه يكى از آن موجبها مثلًا از ديگرى اقرب باشد؛ و اگر چنين باشد از ناحيه موجبى كه مانع است ارث مىبرد، نه از ناحيه ممنوع، مانند پسر عمويى كه برادر مادرى هم باشد. و فرق نمىكند بين اينكه آن موجب نسبى باشد يا سببى، پس اگر دو سبب، يا نسب و سبب جمع شوند، چنانچه يكى از آنها مانع ديگرى باشد به واسطه همان ارث مىبرد نه با ديگرى، مانند معتق و ضامن جريره. و اگر يكى از آنها مانع ديگرى نباشد با هر دوى آنها ارث مىبرد مانند زوج و پسر عمو مثلًا. و كيفيت ارث در وقت اجتماع موجبات ارث، مانند كيفيت آن در وقت تنها بودن او است و احتياطى كه در عموهاى مادرى گذشت، در اينجا هم جريان دارد. ج ٤ ص ٦٣- ٦٥
- ر. ك.^^^ ٩٤٩- در ميراث محبوس ... مس/ ٤ و ٥.
ماده ٨٦٦: در صورت نبودن وارث امر تركه متوفى راجع به حاكم است.
س ١٢- شخص ناشناسى در كنار خيابان به دستفروشى اشتغال داشته و فوت كرده و وارث مشخّصى هم ندارد، و معلوم نيست اهل چه منطقهاى است. نظر مبارك در مورد اسباب و اثاثيّه شخص فوت شده چيست؟
ج- بايد از وارث تحقيق شود، اگر وارث او معلوم نشد (و يأس از پيدا شدن او حاصل شود) با اجازه حاكم شرع از طرف وارث به فقير صدقه بدهند. ج ٣ ف ص ٣٧٣
س ١٣- دستفروش تنها و غريبى، چند سال در كنار خيابان مشغول كار بوده و اكنون فوت شده و قدرى مال و دارايى دارد، نمىدانيم چه بايد كرد؟
ج- اگر مأيوس از پيدا شدن وارثى براى او باشند بايد مال را به حاكم شرع بدهند، و اگر مأيوس نيستند بايد از وارث فحص كنند. ج ٣ ف ص ٣٧٣
س ١- يكى از شيعيان ايرانى مقيم يكى از كشورهاى خارج طىّ نامهاى كه براى اين اداره ارسال داشته عنوان كرده است: سالهاى متمادى است در آنجا مغازهاى به اجاره ايشان بوده و اخيراً صاحب مغازه (كه فردى زرتشتى و ايرانىّ الاصل مىباشد) فوت