فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٩ - قبول وصيت
حج انجام دهد، و طرفِ قبول بگويد قبول كردم بعد از مرگ شما براى شما يك زيارت سيّدالشّهداء عليه السلام انجام دهم، وصيّت محقّق نمىشود، و همچنين اگر موصى بگويد فلان خانه را بعد از مرگم به موكّل شما فلانى بدهيد و طرفِ قبول بگويد قبول كردم بعد از مرگ شما فلان خانه شما مال من باشد، وصيّت محقّق نمىشود؛ مگر موصى قصد اعم از اصيل و وكيل را داشته باشد كه در اين صورت وصيّت واقع مىشود.
١٣- ظاهراً در وصيّت به الفاظ كنايى كه ظاهر در معناى مقصود باشد، مىشود اكتفاء نمود- به ويژه در وصيّت عهديه- هرچند قادر باشد بر وصيّت با الفاظ صريح.
١٤- كسى كه نمىتواند حرف بزند اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند، براى هر كارى مىتواند وصيّت كند، بلكه كسى هم كه مىتواند حرف بزند يا مقصود خود را بنويسد، اگر با اشارهاى كه مقصود را بفهماند وصيّت كند صحيح است؛ هرچند احوط است براى كارهاى بزرگ مثل وصيّت به صرف مقدار كلانى از تركه در امورات خيريه در حال اختيار به اشاره قناعت نكند.
١٥- جايى كه وصيّت نياز به ايجاب و قبول دارد، هر يك از طرفين- موصى و وصىّ- مىتواند فردى را به تنهايى وكيل خود نمايند؛ و بنابر اقوى مىتوانند هر دو به يك نفر يا هر يك از آنها به طرف مقابل وكالت دهند كه او مباشر ايجاب و قبول شود.
قبول وصيّت:
١٦- مبرز قبول وصيّت هر چيزى است كه دلالت بر رضايت و قبول وصيّت كند، چه قول باشد مانند «قَبِلْتُ» يا فعل باشد مانند امضاء بر وصيّت نامه يا اشاره مفهم قبول مانند اشاره با سر.
١٧- وصيّت عهديّه ايقاع است و قبول وصىّ در آن معتبر نيست، و همچنين است وصيّت به فكّ ملك؛ ولى در وصيّت تمليكيّه بنابر مشهور قبول موصىله بطور جزئيت يا شرطيت معتبر است و تا او قبول نكند وصيّت محقق نمىشود؛ گرچه احتمال عدم اعتبار قبول در آن نيز قوى است؛ بلى، در صورتى كه موصىله وصيّت را ردّ نمايد،