فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٥ - سوم و چهارم - اختيار و قصد
و آنها عبارتند از: ١- كسانى كه خود مالك مال هستند و محجور نمىباشند، ٢- كسانى كه از طرف مالك مال وكيل هستند، ٣- كسانى كه از طرف مالك مال مأذون مىباشند.
٢١- احكام مربوط به كسانى كه مالك تصرف در مالى هستند كه هبه مىدهند همان احكام مذكوره در جلد ٥، بخش «مشتركات مربوط به بخشهاى اموال خاص»، صفحات ١١٨ تا ١٢١، از فقره (٢٩) تا پايان فقره (٣٧) بيان شدهاند مىباشند.
٢٢- هبه مريض در مرض مرگ جائز است، هرچند بيش از ثلث او باشد.
دسته دوم- شروط مربوط به متّهب:
٢٣- شروط متّهب- فرد مورد بخشش- عبارتند از: ١- بلوغ، ٢- عقل، ٣- اختيار، ٤- قصد، ٥- اهليت تملك بر مال مو هوبه داشته باشد.
اول و دوم- بلوغ و عقل:
٢٤- مو هوبٌلَهاى كه بخواهد خودش هبه را قبول كند، بايد عاقل و بالغ باشد؛ بنابر اين عقد هبه آنها بدون اجازه ولىّشان- بلكه با اجازه ولىّ اما بدون در نظر گرفتن مصلحت آنها- صحيح نيست؛ و اگر ولىّ ندارند، امر آنها به دست حاكم شرع جامعالشرائط يا نماينده او مىباشد.
٢٥- واهب مىتواند به مو هوبٌلَهاى كه بالغ و عاقل نيست، چيزى ببخشد و در اين صورت ولىّ آن صغير يا ديوانه مال مورد هبه را از طرف او تحويل مىگيرد.
٢٦- كسى كه پس از بلوغ ديوانه شده، چنانچه مالى به او ببخشند، ولايتِ پذيرش و دريافت آن مال، با حاكم شرع است.
٢٧- اگر خود ولىّ چيزى به ديوانه يا نابالغ ببخشد به مجرّد عقد، هبه صحيح مىشود و از طرف آنان قصد تحويل گرفتن لازم ندارد؛ هرچند احوط است.
سوم و چهارم- اختيار و قصد:
٢٨- مو هوبٌله بايد مبرز قبول عقد هبه را با اختيار و قصد انجام دهد؛ و چنانچه