فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٨٤ - مدار غصب در اعيان و منافع
مدار غصب در اعيان و منافع
٦- مدار در تحقّق غصب، استيلاى غاصب بر مال يا حق ديگرى از روى ظلم است بطورى كه عرف آن را در تحت اختيار غاصب بداند، پس معيار در تشخيص غصب عرف مىباشد، بنابر اين تحقّق غصب، به سبب اختلاف مغصوبها مختلف مىشود در چيزهايى كه قابل نقل و انتقال است در غير حيوان وقتى عرف مىگويد غصب شده كه غاصب آن را به دست خود بگيرد و يا به حمّال يا فرد ديگر بگويد آن را نزد وى ببرد يا آن را به خانه و يا انبارش و يا هر جاى ديگر كه غاصب اموال خود را در آن نگهدارى مىكند منتقل سازد، پس چه خودش آن را ببرد و چه به حمّال و هركس ديگر دستور بدهد آن را به خانه يا انبار او منتقل سازد غاصب است، بلكه در صورتى هم كه غاصب مال ديگرى را جابجا نكرده ولى مثلًا قبلًا به عنوان عاريه يا امانت نزد او بوده و اكنون كه مالك آن را مطالبه مىكند، وى بدون هيچ عذر مشروعى مال او را به او ندهد، غاصب مىباشد، و از همين قبيل است هرگاه شخصى با قصد استئلاء روى فرش ديگرى بنشيند به گونهاى كه عرفاً مستولى بر آن باشد و با مطالبه صاحبش آن را به او ندهد.
و در غصب حيوان نيز، ميزان همان صدق عرفى مىباشد و در تحقق غصب كافى است كه غاصب سوار بر آن حيوان شود و يا افسارش را از دست صاحبش بگيرد و ببرد