فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٢ - موارد عدم جواز فسخ هبه
مو هوبه است و بدون توجه آن را بفروشد، بنابر احتياط اين عمل رجوع به هبه محسوب نمىشود؛ و در فرضى كه واهب نخواهد به هبه رجوع كند، بايد متهّب را راضى نمايد.
٥٤- رجوع يا با گفتار است مانند اينكه واهب بگويد به هبه رجوع كردم و چيزى كه چنين معنايى مىدهد و يا با فعل است مثل رهن دادن عين مو هوبه، به قصد رجوع.
٥٥- اطلاع به متهب در رجوع شرط نيست و بدون اطلاع او هم صحيح مىباشد.
٥٦- اگر انسان از كسى طلب داشته باشد مىتواند از طلب خود گذشت كند و قبول بدهكار شرط نيست و در اين صورت ديگر نمىتواند از گذشتى كه كرده برگردد، همچنانكه در فقره (٣٤) دانسته شد.
٥٧- هبه كننده مىتواند در مقابل چيزى كه مىبخشد عوض قرار دهد و از طرف بگيرد و لازم نيست عوض عين و جنس باشد، بلكه مىتواند هر كار مشروعى كه به شكلى نفعش به او مىرسد را عوض قرار دهد، مثلًا در مقابل هبه از متهب بخواهد طلبى كه از او دارد به او ببخشد يا كار مشروعى برايش انجام دهد.
٥٨- كسى كه هبه را قبول كرده، چنانچه از سوى واهب شرطى بر عهده او نهاده شود، بايد به آن عمل نمايد، بنابر اين اگر واهب چيزى به كسى ببخشد به شرط اينكه او هم چيزى به واهب هبه كند، بنابر احتياط بايد به آن شرط عمل نمايد؛ و چنانچه خوددارى ورزد يا عمل به آن ممكن نباشد، واهب مىتواند هبه را بهم بزند.
٥٩- جهيزيّهاى كه پدر و مادر به دختر خود مىدهند، اگر آن را بخشيده باشند و يا به واسطه صلح يا ... ملك او نموده باشند، نمىتوانند از او پس بگيرند، و همچنين است حكم جواهرات يا هر چيزى كه شوهر براى همسر خود تهيه مىكند يا پدر و مادر به فرزند خود مىدهند؛ ولى غالباً جهيزيّهاى كه پدر و مادر به دختر خود مىدهند و جواهراتى كه شوهر براى همسرش مىخرد بطور بخشش مىباشند.
٦٠- جائز است پدر و مادر در هبه مال، فرزندى را بر ديگر فرزندان برترى دهد؛ لكن اگر تفاوت گذاشتن در بخشش بين فرزندان، موجب فتنه و دشمنى و كينهتوزى آنها با يكديگر شود، حرام است و نبايد پدر و مادر بين آنها تفاوت بگذارند.