فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٥١ - دوم - دوام وقف
وقف باشد و بعد از آن وقف نباشد- كه وقف منقطعالآخر است- يا بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد- كه وقف منقطعالوسط است- به توضيحى كه بعداً بيان مىشود وقف صحيح نيست.
٣٥- اگر شخصى مالى را بر طائفهاى كه دير يا زود منقرض مىشوند وقف كند و مصرف بعد از انقراض آنها را معلوم ننمايد، بنابر اقوى وقف صحيح است و منقطع الآخر مىباشد، يعنى تا مدّتى وقف حقيقى است و بعد از انقراض موقوفٌعليهم به خود واقف- اگر زنده باشد- برمى گردد؛ و اگر فوت كرده باشد، به افرادى كه هنگام فوتش ورثه او بودند بازمىگردد نه به افرادى كه هنگام انقراض موقوفٌعليهم ورثه او هستند، بنابر اين اگر واقف مالى را بر يك بطن يا چند بطن از اولاد خود وقف كند و مصرف موقوفه را در صورت انقراض آنها معيّن نكند، چنانچه واقف مثلًا دو پسر داشته باشد و يكى از دو پسر كه يك پسر دارد، قبل از فوت واقف فوت كند و بعد واقف فوت كند و سپس تمام موقوفٌعليهم منقرض شوند، عين موقوفه بين آن عمو و برادرزاده مشترك مىباشد.
٣٦- ظاهراً وقف ابدى موجب زوال ملكيّت واقف است؛ اما وقف منقطع الآخر موجب زوال ملكيّت باشد محل تأمل است.
٣٧- يكى از موارد وقف منقطعالآخر اين است كه شخصى ملك خود را براى افرادى كه وقف بر آنان مشروع است وقف دائم كند و بگويد بعد از انقراض آنها، وقف براى جاى نامشروع باشد، مثلًا ملك خود را وقف براى زيد و فرزندان او قرار دهد و قيد كند كه اگر نسل زيد منقطع شد آن ملك وقف كليسا و معبد يهوديان باشد كه اينگونه وقف نسبت به افراد يا جهات مشروع صحيح و نسبت به موارد نامشروع باطل است.
٣٨- وقف منقطعالاول در صورتى كه با قرارداد خود واقف باشد باطل است، پس اگر مثلًا باغستانش را بطور منقطعالاول وقف كند و صيغه وقف دائم را چنين جارى كند كه اين مال از تاريخ اجراء صيغه تا شش ماه وقف نباشد، اين وقف باطل است؛ و براى