فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٨٥ - مدار غصب در اعيان و منافع
و يا مالك را كه نزد حيوان حاضر است طرد كند و يا در نبود صاحبش اگر حيوان با راندن به راه مىافتد و رام مىشود با خود ببرد، بنابر اين گله گوسفندى كه زير نظر چوپانش مشغول چريدن است اگر شخصى از روى ظلم چوپان را طرد كند و با زور گوسفندان را از وى بگيرد و خودش چوپان آنها شود و آنها را حفظ نموده نگذارد در بيابان متفرق شوند؛ ظاهراً در صدق عرفى غصب و تحقق استئلاء كفايت مىكند. اما اگر مال مغصوب غير منقول باشد، نظير خانه و دكان و كاروانسرا، در صدق غصب كافى است كه در آنجا سكونت كند و يا كسانى كه در تحت فرمان خود دارد را در آنجا اسكان دهد؛ و اگر مالكش حاضر است، او را با كتك يا تهديد از ملكش براند و طرد كند، و نيز در صدق عرفى غصب كافى است كه كليد ملك را از صاحبش به زور بگيرد و به دلخواه خود درب را باز و بسته كند و در آن رفت و آمد نمايد.
و اما تحقق غصب عرفاً در مثل باغ و بستانى كه داراى ديوار و درب هستند، به اين است كه درب آن را باز و بسته كند و از ورود صاحبش جلوگيرى نمايد؛ و اگر درب و ديوار ندارند غصب آنها به اين است كه صاحب باغ و بستان را از آنجا بيرون كند و خودش با عنوان استيلاء مشغول تصرفات در آن بشود، و همچنين است در غصب آبادى و مزرعه، همه اينها درباره غصب اعيان بود.
و اما تحقق غصب عرفاً در منافع، به اينگونه است كه مثلًا كسى از راه اجاره، مالك منافع خانهاى شود و بعد مالك خانه يا فرد ديگر به زور خانه را از دست آن مستاجر بگيرد و در طول مدّت اجاره بر آن مستولى شود، چه خود غاصب از منفعت آن خانه استفاده كند يا نه.