فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٨٣ - توليت و نظارت بر وقف
معيّن نكرده باشد يا معيّن كرده باشد ولى متولّى اهليّت توليت را نداشته و يا آن را از دست داده باشد، پس اگر واقف توليت موقوفه را به فردى داده كه نخست توان اداره موقوفه را داشته و بعد ناتوان شده، مانند اين است كه اصلًا كسى را معيّن نكرده باشد.
١٤٨- اگر واقف در صيغه وقف، توليت موقوفه را براى دو نفر عادل از فرزندانش قرار دهد و در بين آنان تنها يك نفر عادل باشد، بايد حاكم شرع عادل ديگرى تعيين و به او منضم كند؛ و اگر فرزندان او هيچ يك عادل نباشند، احوط است كه حاكم براى توليت، دو نفر عادل نصب كند؛ هرچند بنابر اقوى نصب يك نفر امين هم كافى است.
١٤٩- اگر موقوفه احتياج به تعمير پيدا كند و درآمدى نداشته باشد كه صرف تعمير آن شود بر متولّى جائز است به اين قصد قرض كند كه بعد از رسيدن موقوفه به بهرهدهى، از بهره آن يا از درآمد موقوفات آن موقوفه قرض خود را بپردازد، مثلًا براى تعمير باغ وقفى قرض كند به اين نيت كه وقتى باغ به بار بنشيند، قرض خود را از عائدات آن بدهد و يا مثلًا متولّى مسجد، مشهد يا مقبره و امثال اينها، به اين نيّت قرض كند كه قرض را از درآمد موقوفات اين اماكن بپردازد، بلكه جائز است متولّى مال خودش را به اين قصد خرج تعمير موقوفه كند كه بعداً آن را از عوائد خود وقف يا موقوفاتش بردارد؛ اما اگر بدون چنين قصدى قرض كند و يا از مال خودش به حساب موقوفه خرج نمايد، جائز نيست بعداً از درآمد موقوفه چيزى به آن حساب بردارد.
١٥٠- هيئت امناء مسجد مىتوانند براى تعمير و ديگر امور مسجد و تصرفاتى كه ربطى به موقوفه و متولّى مسجد ندارند، بدون اجازه متولّى اقدام كنند؛ هرچند مراعات ادب احوط است.
١٥١- اگر شخصى مالى را وقف كند و توليت آن را براى بزرگترين اولاد ذكورش نسلًا بعد نسل قرار دهد، در صورتى كه واقف چند پسر داشته باشد، پس از فوت بزرگترين برادر از آنان، توليت به برادرى مىرسد كه از بقيّه برادران بزرگتر است نه به بزرگترين پسر متولّى فوت شده، زيرا بزرگترين پسر از نسل اول بر بزرگترين پسر از نسل دوم مقدّم است و همينطور است حكم در هر نسلى كه مقدّم بر نسل بعديش باشد.