فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٠٦ - نزاع بين كفيل و مكفولله
مكفول را به مكفولٌله تسليم كند، كفيل برىء الذّمه مىشود.
چهارم: مكفولٌله، مكفول را برىء الذمّه كند يا كفيل را از كفالت بركنار كند.
٤١- هرگاه دو نفر، كفيل يك نفر بشوند و يكى از آنان مكفول را تسليم كند، هر دو برىء الذّمة مىشوند.
نزاع بين كفيل و مكفولٌله:
٤٢- اگر كفيل به مكفولٌله بگويد تو بر مكفول حقى ندارى و احضار او بر من لازم نيست، چون دعوى به صحّت و فساد كفالت برمىگردد و قول مدّعى صحّت مقدّم است، چنانچه مكفولٌله قسم بخورد، احضار مكفول بر كفيل لازم مىشود؛ ولى با اين سوگند تنها اصل كفالت ثابت مىگردد و اثبات حق نياز به اقامه بيّنه دارد، پس اگر مكفولٌله بيّنه بياورد يا با قسم حق خود را نزد حاكم شرع ثابت كند و كفيل نتواند مكفول را احضار كند، بر حاكم است كفيل را به پرداخت حق ملزم نمايد و چون كفيل معترف به برائت ذمّه مكفول است و او را مظلوم مىداند، نمىتواند عوض چيزى كه داده از او درخواست نمايد.
٤٣- اگر كفيل به مكفولٌله ذى حق بگويد تو مكفول را ابراء نمودهاى يا بگويد او حق تو را داده است، چنانچه مكفولٌله براى اثبات كفالت قسم نخورد و آن را ردّ كند، و كفيل بر نفى كفالت قسم بخورد، او از كفالت بر كنار مىگردد؛ ولى با اين قسم مال از ذمّه مكفول ساقط نمىشود، چون دعواى مال، غيرِ از دعواى بود و نبود كفالت است؛ لكن اگر مكفولٌله قسم بر اثبات حق را ردّ كند و مكفول بر برائتِ از دين و حق قسم بخورد، هم مكفول و هم كفيل هر دو برىء الذمّه مىشوند.