فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٩٧ - دوم - ضمان در مغصوب مثلى و قيمى
است چيزى كه مقبوض به سَوم باشد،[١] در اين فرض نيز اگر آن مال كه در معرض فروش است نزد مشترى تلف شود مشترى ضامن آن است.
٣٣- بر غاصب واجب است آنچه را غصب كرده به صاحبش برگرداند، هرچند در اين رابطه متحمل زحمت شود و يا خرج فراوان داشته باشد و يا مستلزم ضرر بر غاصب باشد، حتى اگر تير چوبى از كسى غصب كرده و آن را در ساختمانش به كار برده؛ واجب است در صورت مطالبه مالك آن را بيرون آورده و به صاحبش برگرداند، هرچند مستلزم خراب شدن بناء او باشد، و همچنين اگر تخته غصبى در ساختمان كشتى خود به كار برده باشد، واجب است آن را بيرون آورده و به صاحبش برگرداند؛ مگر آنكه مستلزم غرق شدن كشتى با سرنشينان آن باشد، كه در اين صورت به جهت حفظ نفس محترمه و يا مال محترمى كه متعلق به غير غاصب است كندن آن واجب نيست، و بايد به گونهاى صاحب آن را راضى كند، البته اين در صورتى است كه صاحب تخته خبر نداشته باشد كه تختهاش را صاحب كشتى غصب كرده است؛ اما اگر خبر داشته باشد كه صاحب كشتى تختهاش را غصب كرده و بتواند مال خود را پس بگيرد ولى پس نگيرد، حكمش همانند فقرات (٢٥ و ٢٦) مىباشد.
٣٤- اگر كسى جامه خود را با نخ غصبى دوخته باشد، مالك نخ حق دارد او را ملزم كند نخ را از جامه بيرون بكشد و به وى تحويل دهد، و اگر مالك اين را بخواهد بر غاصب واجب است چنين كند، هرچند جامهاش فاسد گردد و در هر يك از مثال كشتى و مثال ساختمان و مثال جامه، اگر برگرداندن تخته و تير و نخ مستلزم نقصى بر خود آنها باشد بر غاصب واجب است آن نقص را جبران كند.
البته همه اينها در صورتى است كه تخته و تير و نخ بعد از بيرون آوردن قيمتى داشته باشند؛ و الا ظاهراً در حكم تالف مىباشد و مثل جايى است كه غاصب مال غصبى را از همان اول تلف كرده باشد، كه بايد بدل آنها را بدهد و مالك نمىتواند عين آنها را مطالبه كند.
٣٥- اگر مال غصبى با مالِ شخصىِ غاصب به گونهاى مخلوط شود كه بتواند آن را از
[١] - معناى سَوم در پاورقى فقره( ١٣) بيان گرديد.