فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣٠٤ - اول - وصيت واجب
حق و فك ملك را بر عهده وصىّ قرار دهد كه پس از مردنش وصىّ مالكيّت مال يا منفعت و يا تسلط بر حق مورد وصيّت را به شخص مورد نظر موصى واگذار نمايد و يا مثلًا موصى وصيّت كند كه وصىّ كارهاى مربوط به او را مانند تجهيز او يعنى غسل، تكفين، دفن، و استيجار براى انجام حج، نماز، روزه و ديگر واجبات كه بر ذمهاش است انجام دهد يا مقدارى از ثلث مال او را صرف خيرات و مبرّات نمايد يا ديون او را اداء كند و يا ولايت بر طفل و مجنونى را كه خود وصيّت كننده ولايت بر او دارد، عهدهدار شود.[١] پس وصيّت عهدى- كه آن را وَصايت يا وِصايت نيز مىگويند- نوعى نمايندگى براى پس از فوت موصى است و به فوت او تثبيت مىگردد؛ بر عكس وكالت كه نمايندگى وكيل براى زمان حيات موكّل است و با فوت او زائل مىشود.
انواع وصيّت به لحاظ حكم تكليفى:
وصيّت- چه تمليكيّه باشد و چه عهديّه- از لحاظ حكم تكليفى بر چهار قسم است:
١- وصيّت واجب، ٢- وصيّت مستحب، ٣- وصيّت مكروه، ٤- وصيّت حرام.
اول- وصيّت واجب:
١- با آشكار شدن نشانههاى مرگ واجباتى كه بر مكلّف موسّع بودهاند از حق اللّه- مثل قضاء نماز و قضاء روزه و پرداخت كفارات و خمس و زكات و مظالم و نذر مطلق و ...- مضيّق مىشوند و بر او واجب است آنها را انجام دهد؛ و اگر قدرت ندارد، بايد وصيّت كند كه از مالش براى اداء آنها اجير بگيرند و يا به وليّش- پسر بزرگترش-[٢]
[١] - قوام وصيّت عهديّه به دو چيز است: ١- موصى، ٢- موصىبِه؛ لكن اگر موصى شخصى را براى تنفيذ وصيّت معيّن كند، وصيّت عهديّه نيز قوامش بر سه چيز مىشود: ١- موصى، ٢- موصىبِه، ٣- موصى اليه كه او را وصىّ مىگويند.
[٢] - به توضيحى كه در جلد ١، صفحه ٣٩٢، فقره( ٣٨٧) بيان گرديد قضاء نماز و روزه پدر و مادر پس از فوت آنها بر پسر بزرگتر آنها واجب است.