فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٣١٠ - قبول وصيت
وصيّت باطل مىشود، پس بنابر اعتبار قبول در وصيّت تمليكيّه چنانچه موصىله پيش از وفات موصى وصيّت را ردّ نكرده باشد و بعد از وفات او قبول كند كافى است.
١٨- قبول موصىله در وصيّت تمليكيه- بر فرض اعتبار آن- مختص به موردى است كه موصىله شخص يا اشخاص معيّنى باشد؛ ولى در موردى كه موصىله نوع باشد مثل علماء و فقراء و مانند اينها، يا در موردى كه موصىله جهت باشد مثل جهت مدارس يا مساجد و مانند اينها، قبول فردى از افراد نوع يا قبول حاكم شرع در آن معتبر نيست، بلكه با ردّ فردى از افراد نوع نيز باطل نمىشود، هرچند آن نوع منحصر به يك فرد باشد.
١٩- در وصيّت شرط نيست قبول به ايجاب متصل باشد، پس اگر بين ايجاب و قبول مدّت زيادى فاصله شود يا قبول تا پس از مرگ موصى تأخير بيفتد و چه متصل باشد يا منفصل، اشكال ندارد.
٢٠- اگر انسان بفهمد كسى او را وصىّ كرده، چنانچه وصىّ به اطلاع وصيّت كننده برساند كه براى انجام وصيّت او حاضر نيست، لازم نيست بعد از مردن او به وصيّت عمل كند؛ ولى اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصىّ كرده يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براى عمل به وصيّت حاضر نيست، در صورتى كه مشقت نداشته باشد، بايد وصيّت او را انجام دهد، و نيز اگر وصىّ پيش از مرگ موصى موقعى ملتفت شود كه موصى، به واسطه شدت مرض يا مانع ديگر نتواند به ديگرى وصيّت كند، بنابر احتياط بايد وصيّت او را قبول نمايد.
٢١- اگر موصىله در زمان حيات موصى وصيّت تمليكيّه را ردّ نمايد، وصيّت باطل مىشود؛ اما اگر بعد از او ردّ نمايد، ردّ مبطل وصيّت نيست، بنابر اين ردّ بعد از موت خواه پيش از قبول باشد يا بعد از آن و خواه قبول نيز بعد از موت باشد يا پيش از آن، و خواه موصىبِه را از وصىّ گرفته باشد يا نه، مبطل وصيّت نمىباشد، زيرا بنابر اقوى قبض در صحّت وصيّت معتبر نيست، پس وصيّت بعد از حصول ملكيّت به موت موصى، از طرف موصىله لازم و پيش از حصول آن جائز است و بر موصى نيز- تا زنده