فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٧٠ - فرضيه دوم محتملات جهات غير محصوره باشند
داده است؛ اما نسبت به بطنهاى بعدى ظاهراً دلالت بر ترتيب بين آنها ندارد، يعنى در بطنهاى بعد پدران با فرزندانشان در يك رتبه هستند؛ مگر قرينه و شاهدى باشد كه بفهماند نسلهاى بعدى هم در حكم، مانند اولاد و اولادِ اولاد هستند و ترتيب بينشان برقرار است و با وجود پدران، فرزندان سهم نمىبرند و ذكر ترتيب بين فرزندان از باب مثال است و منظور اين بوده كه بفهماند تا ابد ترتيب بين سلسله پدران و فرزندان بر قرار است، خلاصه وقف در هر عصرى متعلق به نزديكترين فرد و نسل به واقف است.
١١٢- اگر كسى خانهاى را بر همه فرزندان خود يا براى نيازمندان آنان بطور مطلق وقف كند آن وقف، وقف منفعت مىباشد نظير وقف قريه، مزرعه، كاروانسرا و ...، و موقوفٌعليهم تنها مالك منافع هستند و مجازند به گونهاى كه از نظر كمى و كيفى مطابق خواست واقف باشد آن منافع را تقسيم كنند؛ و اگر واقف خانه را براى سكونت آنها وقف نمايد اين وقف انتفاع است و بايد با سكونت از آن بهرهمند شوند و حق ندارند آن را مثلًا اجاره يا رهن دهند و در اين فرض هرگاه خانه گنجايش سكناى همه را داشت همگى در آن ساكن مىشوند و بر هيچ يك جائز نيست سكناى آن را به خود اختصاص دهد و مانع بقيّه موقوفٌعليهم شود؛ و چنانچه در انتخاب اتاقها و حجرات بينشان نزاع شود و واقف متولّى تعيين كرده باشد، تعيين مسكن براى هر كدام به نظر او بسته است؛ اما اگر واقف متولّى معيّن ننموده باشد، يا تعيين نموده ولى او نتواند يا نخواهد به وظيفهاش عمل كند، بايد تعيين حجرات براى اسكان را با قرعه انجام دهند و هر حجرهاى طبق قرعه، بنام هركس درآيد، او در آن ساكن مىشود و ديگران حق ندارند سهم خود را از او مطالبه كنند؛ و چنانچه بعضى از آنان به اختيار خود نخواستند در آن سكونت كنند، حق درخواست سهم خود را از ساكنين ندارند؛ و در صورتى كه بعضى از ساكنين مانع سكونت آنها شده باشند مىتوانند سهم خود را از شخص باز دارنده مطالبه كنند.