فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٦٤ - پنجم - موقوفعليه از سوى واقف تعيين گردد
٨٤- اگر كسى چيزى را بر فرزندان خود وقف كند، شامل دختر و پسر و فرزند خنثاى او مىشود و بايد درآمد موقوفه بطور مساوى بين آنان تقسيم گردد، و نيز اگر چيزى را بر نوههاى خود وقف نمايد، شامل كليه نوههاى دختر و پسرى او- چه پسر باشند يا دختر- مىشود و بايد عوائد وقف بين آنان بطور مساوى تقسيم شود.
٨٥- اگر واقف بگويد اين خانه را بر ذريّه خودم وقف نمودم، شامل پسران و دختران و نوههاى او مىشود، چه همه دختر باشند يا پسر، با واسطه باشند يا بلاواسطه، و طبقات بعد با طبقات سابق شريكند[١] و بايد عائدات موقوفه بين آنها طبق سرشمارى و بطور مساوى تقسيم شود، و همچنين است اگر بگويد اين خانه را وقف كردم بر اولادم و اولادِ اولادم، چون ظاهر اين دو عبارت تعميم همه طبقات است؛ ولى اگر بگويد اين خانه را وقف كردم بر اولادم و سپس بر فقراء و يا بگويد اين را وقف كردم بر اولادم و اولادِ اولادم و سپس بر فقراء بعيد نيست كه وقف در فرض اول، مختص بر بطن اول باشد و در فرض دوم مختص بر دو بطن، مخصوصاً در صورت اول اين اختصاص روشنتر است.
٨٦- اگر كسى بگويد فلان مالم را بر اولاد خويش نسلًا بعد نسل وقف نمودم، ظاهراً به حسب فهم عرف بين بطون آنها ترتيب نهاده است، يعنى تا از بطن سابق كسى مانده باشد، نوبت به افراد بطن بعدى آن نمىرسد، بنابر اين هيچ فرزندى با پدر و مادر خود و هيچ برادرزادهاى با عمو و عمّه خود در بهرهبرى از درآمد موقوفه شريك نمىشود.
٨٧- اگر وقف بودن چيزى بر ذريّه معلوم شود ولى ندانند واقف همه بطون را در يك مرتبه وقف بطور تشريك قرار داده است يا بين آنها ترتيب نهاده، در اين فرضيّه بايد درآمد موقوفه بطور تشريك محاسبه شود و ظاهراً سهم طبقه اول قطعى است و پس از اخراج سهم طبقه اول بايد جهت تعيين سهمى كه براى هر طبقه فرض شده بين همه بطون قرعه بيندازند، مثلًا سهم هر بطنى را در كاغذ نوشته و قرعه بيندازند و آنگاه سهمى
[١] - در اين صورت وقف تشريكى مىباشد نه ترتيبى.