تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٩ - سوره ص(٣٨) آيات ٧٠ تا ٧٩
مر جميع فرشتگان را كه إِنِّي خالِقٌ بدرستى كه من آفرينندهام بَشَراً آدمى را كه صفات و نعوت او بشما گفته بودم مِنْ طِينٍ از گل، مراد آدم عليه السّلام است.
٧٢- فَإِذا سَوَّيْتُهُ پس چون تمام گردانم خلعت قامت او را و خلعت صورت زيبا در بر او كنم وَ نَفَخْتُ فِيهِ و بدمم در او مِنْ رُوحِي از روح خود، اسناد تسويه و نفخ بخود تصريح است بر آنكه خود فاعل آن فعل بوده بدون سببى و واسطه ملكى و اين تنبيه است بر تبجيل و تعظيم آدم عليه السّلام هم چنان كه اضافه روح بخود بجهت تشريف و تكريم او است، و مىتواند بود كه اضافه آن بجهت مناسبت آن باشد بمبدء از حيثيت براءت آن از مواد و طهارت و نظافت آن و يا از جهت اتصاف او بقدرت و اراده و ساير صفات شريفه چون علم باشياء و اطلاع او بر آنها و غير آن، و مراد از نفخ افاضه روح است و احياى آدم يعنى چون بعد از تصفيه آدم روح بقالب وى در آرم و او را زنده گردانم فَقَعُوا لَهُ پس در روى افتيد براى وى ساجِدِينَ در حالتى كه سجده كنندگان باشيد از جهت تبجيل و تكريم او ملائكه منتظر اين موعود مىبودند تا وقتى كه قالب او ساخته و پرداخته شد و روح باو تعلق گرفت.
٧٣- فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ پس سجده كردند فرشتگان همه ايشان بتمام مر آدم عليه السّلام را و هيچكس از ايشان از اين معنى ابا ننمود.
٧٤- إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ مگر ابليس كه بزرگ داشت خود را و در امر سجود اطاعت نكرد وَ كانَ و بود در ازمنه ماضيه، يا گشت بدان نافرمانى مِنَ الْكافِرِينَ از ناگرويدگان و نافرمانان و تحقيق آنكه ابليس از ملائكه بود يا جن در سورة البقره محرز گشته و چون ابليس از سجود استكبار نمود.
٧٥- قالَ گفت حق سبحانه باو كه يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ اى ابليس چه چيز باز داشت تو را أَنْ تَسْجُدَ آنكه سجده كنى لِما خَلَقْتُ مر آن چيزى را كه آفريدهام بِيَدَيَ بهر دوست خود، ذكر دست بجهت اضافه خلقت آدمست بخود يعنى بخودى خود او را آفريدهام بىتوسط پدر و مادر و اعانت غير، و بعضى گفتهاند كه مراد از يد قدرت است يعنى او را بقدرت كامله خود خلق نمودم و تثنيه آن تنبيه است بر مزيد قدرت در آفرينش آدم و اختلاف فعل و در بعضى تفاسير مذكور است كه مراد از يدين يد قدرت و يد نعمت است يعنى چه چيز مانع تو شد از آن كه سجده كنى آن چيزى را كه بيد قدرت و يد نعمت خود خلق فرمودهام.
٧٦- أَسْتَكْبَرْتَ آيا تكبر كردى بدون استحقاق و مرتفع ساختى نفس خود را فوق قدر خود أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ يا هستى تو از جماعتى كه بلند مرتبهاند و مستحق تفوق،