تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤١٢ - سوره الحجرات(٤٩) آيات ١ تا ٩
ماريه نشسته شمشير از غلاف بيرون كشيد وى چون دانست كه امير المؤمنين عليه السّلام است بقصد او آمده برجست و خود را در ميان نخلستان انداخت و بر پشت خسبيده پايهاى خود را برداشت چون نظر آن حضرت بر او خورد ديد كه امسح است و هيچ از آلت مردان بر او نيست برگشت و رسول را از اينمعنى اخبار فرمود آن حضرت فرمود كه
الحمد للَّه الذى يصرف الفحشاء عن أهل البيت
و نزد اينحال آيه مذكوره نازل شد و اين قوليست ضعيف و بصحت نپيوسته.
و بدانكه بعضى از جمهور استدلال كردهاند باين آيه بر وجوب عمل بخبر واحد گاهى كه عادل باشد چه حق سبحانه تبين و تفحص را واجب گردانيده در خبر فاسق نه در غير او پس در خبر عدل تبيين واجب نباشد و اين غير صحيح است زيرا كه دليل خطاب نزد ما و اكثر محققين از علماء اهل سنت معتمد به نيست و ليكن بآن استدلال ميتوان كرد در اشتراط عدالت در قبول اخبار [١] زيرا كه آن ملزوم عدم فسق است و عدالت ملكهايست كه باعث باشد بر ملازمت تقوى و مروت، و تقوى اجتنابست از گناهان كبيره و عدم اصرار بر صغيرة، و مروت تنزيه نفس است از دنائتى كه لايق بامثال اينكس نباشد چون سخريّت و كثرت مزاح و كشف عورت در جايى كه ستر آن سنت مؤكد باشد و ملبس شدن فقيه بلباس جندى بر وجهى كه موجب سخريت او باشد و بعكس و همچنين است هر امرى كه موجب استخفاف اينكس شود [٢] و چون معلوم شد كه عدالت مستلزم تقوى است پس بنده بايقاع كبيره يا اصرار بر صغيره در حيز فسق داخل ميشود و وجه استدلال آنست كه حق سبحانه بندگان را امر فرموده به تبين نزد اخبار فاسق و از اين لازم ميآيد كه تبين واجب نباشد باخبار عادل چه مشروط معدوم ميشود نزد عدم شرط آن پس تبين مخصوص باشد باخبار فاسق و بعد از امر به تبين ترهيب بندگان مينمايد از سخن دروغ بر اينوجه كه.
٧- وَ اعْلَمُوا و بدانيد اى مؤمنان أَنَّ فِيكُمْ آنكه در ميان شما است رَسُولَ اللَّهِ فرستاده خدا، تعظيم و اجلال او مقتضى آنست كه كذب و كلام ما لا يعنى كه كذب بحضرت اوست معروض ندارند و ديگر آنكه اگر بخلاف راستى سخنى عرض نمائيد يا اگر مرتكب فعل غير مرضى شويد حق سبحانه وى را بآن اخبار نمايد و شما رسوا گرديد و بعضى معنى آيه بر اين نهج تنزيل نمودهاند كه شما بوسيله اخبار حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم بكذب وليد عالم شويد و بيقين بدانيد كه رسول خداى در
[١] چه بنا بر قول اول كه دليل خطاب را معتبر ميداند خبر عادل علت تامه قبول خواهد بود ولى بنا بر قول دوم شرطست از براى قبول نه علت تامه.
[٢] بسيارى از فقهاء رضوان اللَّه عليهم مروّت را در معنى عدالت اعتبار كردهاند يعنى آن كس را عادل ميدانند كه علاوه بر اجتناب از معاصى كبيره و عدم اصرار بر صغيره از منافى و خلاف مروّت نيز دورى بجويد.