تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٩١ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
پدران ما منقاد او نشدند ما نيز برسالت او ايمان نياريم يا آنكه چون آباء و اجداد ما ببسمله قايل نبودهاند ما نيز راضى نشويم كه نامه را به اين كلمه معنون سازد، و بدانكه ميتواند بود كه متعلق إِذْ جَعَلَ لَعَذَّبْنَا باشد يا صَدُّوكُمْ يعنى اگر نه بجهت مؤمنان مكه ميبود ما عذاب ميكرديم مشركان مكه را وقتى كه حميت جاهليت را در دل خود راه دادند و بر تقدير ثانى معنى آنست كه بازداشتند كافران شما را از مسجد الحرام وقتى كه گردانيدند حميت جاهليت را در قلوب خود و بر هر تقدير چون حميت جاهلانه را مرعى داشتند فَأَنْزَلَ اللَّهُ پس فرو فرستاد خداى تعالى سَكِينَتَهُ طمأنينه و سكون خود را يعنى آن چيزى را كه سبب اطمينان و آرام دل بود از نزد خود انزال فرمود عَلى رَسُولِهِ بر فرستاده خود وَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ و بر گرويدگان باو تا ترك مقاتله كردند و بمصالحه راضى شدند يا آنكه در حينى كه سهيل بن عمرو و حويطب بن عبد العزى و مكرز بن حفص راضى نشدند كه بر عنوان صلحنامه بسم اللَّه الرحمن الرحيم و محمّد رسول اللَّه باشد مؤمنان خواستند كه از اين معنى اباء كنند و با ايشان در مقام مخاصمه و منازعه درآيند حق سبحانه انزال سكينه فرمود در قلوب ايشان و بجهت آن متوقر گشتند و حلم را شعار خود ساخته قبول آن نمودند وَ أَلْزَمَهُمْ و لازم ساخت يعنى ثابت گردانيد خداى تعالى مؤمنانرا كَلِمَةَ التَّقْوى سخنى كه سبب پرهيزكاريست از طغيان و عدوان و اساس دورى از آن مراد كلمه شهادت است يا بسم اللَّه الرحمن الرحيم كه اهل مكه نگذاشتند كه در عنوان نامه بنويسند يا محمّد رسول اللَّه كه راضى نشدند بكتابت آن يا كلمه وفا بعهد و مؤيد قول اولست آنكه از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام معنى كلمه تقوى پرسيدند فرمود كه هي قول (لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر) وَ كانُوا و هستند مؤمنان أَحَقَّ بِها سزاوارتر بدان از مشركان وَ أَهْلَها و از اهل آن و اولى بدان يعنى ايشانند كه استحقاق و اهليت اين كلمه دارند نه غير ايشان، يا آنكه ايشان احقند بنزول سكينه و مستأهل آن يا احقند بمكه از اهل آن كه در آن داخل شوند وَ كانَ اللَّهُ و هست خداى بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً بهر چيزى دانا و از آن جمله علم او سبحانه است ببواطن سراير آدميان و لهذا ذم مشركان نموده بحميت و مدح مؤمنان بانزال سكينه و لزوم كلمه كه قبل از اين گذشت كه رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پيش از آنكه بحديبيه رود در واقعه ديد كه او با اصحاب بامنيت تمام و جمعيت ما لا كلام در مكه داخل شده و حلق و تقصير نموده صورت واقعه را باصحاب باز گفت ايشان مستبشر شدند و تصور كردند كه تعبير اينواقعه امسال بفعل خواهد آمد و چون از حديبيه مراجعت نمودند عبد اللَّه به ابى و عبد اللَّه بن نفيل و رفاعة بن حارث گفتند و اللَّه ما حلقنا و لا قصرنا و لا رأينا المسجد الحرام بخدا سوگند كه ما حلق و تقصير نكرديم و مسجد الحرام را مشاهده ننموديم پس چگونه خواب پيغمبر راست بوده باشد و عمر خطاب نيز بجهت اين از اسلام