تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٨٨ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
اين نوشتهايست ميان من و تو پس چيزى بايد نوشت كه ما و تو معرفت بآن داشته باشيم پس گفت در عنوان نامه (باسمك اللهم) بنويس مسلمانان گفتند كه ما بسمله را ترك نكنيم رسول فرمود كه اى على آنچه سهيل ميگويد بنويس حضرت امير عنوان نامه را باين اسم موشح ساخت آن گه رسول فرمود كه بنويس
هذا ما قاضى عليه محمّد رسول اللَّه
سهيل گفت اگر ميدانستيم كه تو رسول خدايى هرگز اين منازعت با تو نميكرديم و ترا از خانه كعبه ممنوع نميساختيم رسول فرمود اين چنين است
انى رسول اللَّه و ان كذبتمونى
من رسول خدايم و اگر چه شما مرا تكذيب كرديد آن گه با امير المؤمنين گفت كه
امح رسول اللَّه
اينكلمه را محو كن حضرت امير المؤمنين فرمود يا رسول اللَّه دست من بمحو كردن اسم تو از نبوت جارى نميشود پيغمبر صلحنامه را از او بستد و آن را محو فرمود و گفت بنويس
هذا ما قاضى عليه محمّد بن عبد اللَّه و سهيل بن عمرو
حضرت أمير- المؤمنين عليه السّلام باين طريق نامه را معنون ساخت و بعد از آن در آن درج نمودند كه ده سال ميان ايشان محاربه نباشد و در اين مدت هر كه از اصحاب رسول بحج يا بعمره يا بتجارت بمكه آيد بر نفس و مال خود ايمن باشد و هر كه از قريش بمدينه آيد و از آنجا بمصر و شام رود نيز ايمن باشد و هر كه در اينمدت بىرخصت ايشان نزد مسلمانان آيد او را بار دهند و هر كه از اهل اسلام نزد ايشان رود بار ندهند، اين شرط بر مسلمانان دشوار آمد رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود از اين بحث در گذريد
من جاءهم منا فابعده اللَّه و من جاءنا منهم رددناه اليهم فلو علم اللَّه الاسلام من قلبه جعل له مخرجا
هر كه از ما بجانب ايشان رود از رحمت خدا دور است و سزاوار غضب و سخط او و هر كه از جانب ايشان بما آيد ما او را بايشان رد ميكنيم پس اگر علم الهى بايمان او تعلق گرفته باشد راه بيرون شدن از براى او پيدا خواهد كرد و او را از مضيق زندان اهل كفر نجات خواهد داد و نيز شرط كردند كه هر كه خواهد الحال بعقد و عهد محمّد درآيد و هر كه خواهد بعقد و عهد ايشان رود فى الحال بنو خزاعه برخاستند و گفتند ما در عهد محمديم و بنو بكر گفتند ما در عهد قريشيم پيغمبر فرمود پس بگذاريد تا بطواف خانه خدا رويم سهيل گفت امسال زيارت را موقوف كنيد و با ما در مكه در نيائيد و در سال آينده ما سه روز از مكه بيرون رويم و شما بىسلاح در مكه درآئيد اينزمان با سلاح سال هدى كنيد تا آنجا كه شما را باز داريم همانجا ذبح كنيد و بازگرديد رسول فرمود هدى را برانيد اصحاب هدى را براندند و ايشان در ميان راه هدى را بازداشتند و در اثناى اين حال جندل بن سهيل بن عمرو از پائين مكه بيامد با بندهاى گران و خود را در ميان مسلمانان انداخت پدرش چون اين حال را ديد برخاست و طپانچه بر وى زد و گفت: (هذا يا محمّد اول ما اقاضيك عليه ان ترده) اي محمّد اين اول آن چيزيست كه با يكديگر محاكمه و مصالحه نمودهايم كه رد كنى آن را رسول