تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٧٥ - سوره الفتح(٤٨) آيات ٢٠ تا ٢٩
تعبير رؤياى حضرت رسالت تا يك سال متأخر شد حق سبحانه تعجيل فتح خيبر نمود تا آن علاماتى و عنوانى باشد براى فتح مكه وَ يَهْدِيَكُمْ و تا بنمايد شما را صِراطاً مُسْتَقِيماً راه راست يعنى ثابت دارد شما را بر دين اسلام بسبب زيادتى يقين و بصيرت بصلح حديبيه و فتح خيبر و غير آن تا بفضل الهى مستوثق شويد و بر لطف لم يزلى توكل نمائيد و بر موعودات ربانى اميدوار باشيد.
قصه فتح خيبر بدين تفصيل ارباب سير روايت نمودهاند كه چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از حديبيه مراجعت نمود بيست روز در مدينه توقف نمود بعد از آن سباع بن عرفطه غفارى را در مدينه خليفه خود ساخته بحكم وعده وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً كارسازى فتح خيبر نمود و با هزار و چهار صد كس از مدينه بيرون رفته متوجه قلاع خيبر شد، و از ابن اسحق نقل كردهاند كه او از ابى مروان اسلمى روايت كرده كه من از جد خود شنيدم كه چون با رسول خداى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم از مدينه بيرون آمديم بر خيبر مشرف شديم آن حضرت فرمود
قفوا
پس همه اصحاب آنجا توقف كردند و او دست نياز بدرگاه حضرت كارساز برداشته اين مناجات فرمود
اللهم رب السموات السبع و ما اظللن و رب الارضين السبع و ما أقللن و رب الشياطين و ما أضللن إنا نسألك خير هذه القرية و خير اهلها و خير ما فيها و نعوذ بك من شر هذه القرية و شر أهلها و شر ما فيها
پس فرمود
اقدموا بسم اللَّه
بنام خداى قدم پيش نهيد آن گاه از آنجا بمنزل صهبا آمدند و در وقت سحرگاه از طريق وادى حرضه بميان قلاع خيبريان درآمدند، از انس مالك روايت كنند كه او گفت كه من در اين سفر رديف طلحه بودم چون بزمين حصين خيبر رسيديم اهل خيبر بىخبر از قلعه بيرون آمده با بيل و تيشه و ادوات زراعت روى بباغات و زراعات خود داشتند كه ناگاه لشكر اسلام بنظر ايشان درآمدند گفتند و اللَّه محمّد و الجيش بخدا كه اين محمّد است و لشكريان او پس فرار نموده روى بحصارهاى خود نهادند و درها را استوار كردند حضرت رسول چون بزير حصين قموص رسيد فرمود كه
اللَّه اكبر خربت خيبر انا إذا نزلنا بساحة قوم فساء صباح المنذرين
القصه يهود دل بر قتال نهاده مبارزان نامى ايشان از حصار بيرون آمدند و در برابر اهل اسلام بايستادند و چون صفوف قتال بين الفريقين راست شد مرحب يهود كه از رؤساى دلاوران قلعه بود جرأت نمود قدم پيش نهاد و اين رجز آغاز كرد:
(شعر)
|
قد علمت خيبر أنّى مرحب |
شاكى السّلاح بطل مجرب |
|