تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢ - سوره الصافات(٣٧) آيات ١٤٠ تا ١٤٩
پيدا شد يونس دانست كه در اينجا حكمتى است جامه توكل در سر كشيده خود را بدريا انداخت.
١٤٢- فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ پس يك بار فرو برد او را ماهى وَ هُوَ مُلِيمٌ و او بجهت ترك ندب مستحق ملامت بود و سزاوار عتاب، يا آنكه ملامت كننده بود نفس خود را كه چرا ترك ندب نمودى و بىاذن الهى از ميان قوم خود گريختى و آن ماهي هم چنان كه مادر فرزند را محافظت نمايد نگاهداشت يونس ميكرد و رعايت او مينمود سر از آب برمىآورد و فرو ميبرد تا يونس در درون او نفس مىزد و بدين دستور سه روز يا هفت روز يا ده روز و روايتى ديگر بيست روز و اشهر آنست كه چهل روز در شكم ماهى بماند و آن ماهى او را در هفت دريا بگردانيد تا غرايب دريا مشاهده كرد چون بقعر دريا رسيد آواز تسبيح اهل دريا شنيد بموافقت ايشان بذكر الهى مشغول شد.
١٤٣- فَلَوْ لا أَنَّهُ پس اگر نه آنست كه يونس كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ بود از تسبيح گويندگان در شكم ماهى و ميگفت لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ يا آنكه از ذكر كنندگان نميبود پيش از آنكه بشكم ماهى رود، يا از نمازگذارندگان در مدت عمر.
١٤٤- لَلَبِثَ هر آينه درنك كردى فِي بَطْنِهِ در شكم ماهى إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ تا روزى كه برانگيخته شوند مردمان، اما ببركت ذكر او را زود از آن زندان امتحان نجات داديم.
١٤٥- فَنَبَذْناهُ پس بيفكنديم او را يعنى ماهى را امر كرديم تا بساحل دريا آمده او را از اندرون خود بيرون آورد و بيفكند بِالْعَراءِ بزمين هموار يعنى بصحرايى كه خالى بود از درخت و گياه و كوه وَ هُوَ سَقِيمٌ و حال آنكه او بيمار بود، يعنى ضعيف و نحيف چون طفلى كه از مادر متولد شود و پوست او چون گوشت سرخ بود.
١٤٦- وَ أَنْبَتْنا و برويانديم عَلَيْهِ بر بالاى سر او شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ درختى از كدو تا ببرگهاى خود او را سايه كرد و از حرارت آفتاب او را نگهداشت، و در بعضى از تفاسير آوردهاند كه خاصيت درخت كدو آنست كه مگس گرد آن نگردد، چون حق سبحانه او را بدرخت كدو پوشيد از آفت ذباب و تاب آفتاب ايمن شد از حضرت رسول پرسيدند كه يا رسول اللَّه چونست كه كدو را بسيار دوست ميدارى فرمود كه بجهت آن كه درخت برادر منست يونس، و بدانكه يقطين بر وزن يفعيل است و مشتق است از قطن بالمكان اذا قام به و آن هر شجرهايست كه بر وى زمين منبسط شود و او را ساق نباشد و اكثر استعمال آن در درخت كدو است و بعضى گفتهاند كه آن درخت انجير بود و برخى ديگر بر آنند كه درخت مورد بوده كه يونس ببركت آن درخت خود را ميپوشانيد و در سايههاى شاخ آن