تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٧ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٢٠ تا ٢٩
ميكنى از ايشان آنهايى را كه گرفتار باشند بعذاب آتش سوزان يعنى نميتوانى و قدرت ندارى كه آنها را مؤمن سازى و از عذاب برهانى و بنا بر آنكه خبر محذوف باشد پس أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ كلامى مستأنف خواهد بود و معنى بر اينوجه كه آيا تو اى محمّد ميرهانى آن را كه در دوزخ باشد يعنى قادر نيستى كه بوسيله ادخال ايمان در قلوب دوزخيان ايشان را از عذاب برهانى پس عدم قبول ايمان از جانب نفس ايشانست و بر تو حرجى لازم نمىآيد چه بر تو همين تبليغ است و بس، از ابن عباس منقول است كه اين آيه در شأن ابو لهب است و پسرش عتبه،
و بعد از ذكر وعيد مشركان بيان وعد مؤمنان ميكند و ميگويد كه:
٢٠- لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا لكن آنان كه بپرهيزند رَبَّهُمْ از عذاب پروردگار خود بوسيله قبول ايمان و بسبب طاعت لَهُمْ مر ايشانراست در بهشت غُرَفٌ غرفها يعنى منزلهاى بسيار بلند مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ از بالاى آن غرفها غرفهاى ديگر بلندتر مَبْنِيَّةٌ كه بنا كرده و مستحكم گردانيده شده است بلا قصور و اعوجاج، اين كلام در مقام اين آيه است كه لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ و چون نظر در انهار جاريه كردن موجب التذاذ نفس است از اينجهت بعد از اين ميفرمايد كه تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ميرود از زير آن غرفها جويهاى بهشت و وعده داده شده است اين غرفها و انهار باهل ايمان وَعْدَ اللَّهِ وعده دادن خدا يعنى اينوعده خداى تعالى است بايشان لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَ خلاف نميكند خدا وعده خود را پس البته آن محقق الوقوع است و تخلف آن از قبيل محال، ابو سعيد خدرى از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كند كه چون اهل بهشت ببهشت درآيند از بالاى سر خود غرفها بينند كه بعد مسافت ميان ايشان و آن غرف چون بعد زمين باشد نسبت بآسمان و اهل آن بمثابه ستارگان درخشند، گفتم يا رسول اللَّه اين منازل انبياء باشد فرمود كه اهل اين مراتب و درجات صالحان امت باشند پس او سبحانه در عقب ذكر دعوت مردمان بتوحيد بيان دلايل وحدت مىنمايد بر اين وجه كه:
٢١- أَ لَمْ تَرَ آيا نمىبينى، خطاب بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلم است و مراد جميع مكلفيناند و استفهام از براى تقرير يعنى البته ميبينيد أَنَّ اللَّهَ آنكه خدا أَنْزَلَ فرو فرستاده مِنَ السَّماءِ از آسمان يا از ابر السَّماءِ آبى يعني آب باران فَسَلَكَهُ پس در آورد آن آب را يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ در چشمهاى نابع و كاريزهاى جارى كه در زمين است ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ پس بيرون مىآورد از آن آب زَرْعاً كشتزار مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ [١] كه گوناگون است
[١] حقتعالى در اين آيه مباركه و هم آيات چندى كه بدين مضمونست و در سائر مجلدات اين كتاب ما بمناسبت مقام مكرر تذكر دادهايم يك سلسله از حوادث كونيه را بخود مستند فرموده و از افعال و آيات