تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٨٤ - سوره الزمر(٣٩) آيات ١٠ تا ١٩
نامزد او بوده بديگرى دهد كه مطيع او باشد و مصداق اينست كريمه أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ تا آخر و حينئذ كفار در روز قيامت در منزل و اهل خود خاسر بوده باشند پس بجهت مبالغه در خسران ايشان استيناف كلام نموده و آن را مصدّر ساخته بحرف تنبيه و توسيط فعل و تعريف خسران و وصف آن بظهور كرده به اين وجه كه أَلا ذلِكَ بدانيد كه آن زيان مذكور هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ آن زيان ظاهر و هويدا است كه بر هيچكس از اهل موقف پوشيده و پنهان نباشد، بعد از آن شرح خسران ايشان ميكند باين طريق كه:
١٦- لَهُمْ مر اهل خسران راست مِنْ فَوْقِهِمْ از زبر ايشان ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ سايبانها از آتش وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ و از زير ايشان نيز سايبانها است طايفه ديگر را كه در دركه زيرتر از ايشان باشند كه آن منافقانند چه اهل نفاق در آخرين دركات دوزخ خواهند بود و اهل كفر بر زبر ايشان، و مراد بظلل سرادق و اطباق [١] يعنى زيانكاران را سرا پردهها و طبقهاى آتش است كه احاطه ايشان كرده باشد و همه را در ميان گرفته، و بعضى گفتهاند كه مراد بظلل اول اطباق است و بدوم فرش و مهاد، يعنى مر ايشان راست طبقهاى آتش نيران كه از زبر ايشان باشد و فرشهاى گسترده از آتش سوزان از زير ايشان بود، و گفتهاند كه ذكر ظلل در مقام قطع نار بر- طريق مزاوجت است زيرا كه آن در مقابله ظلل اهل جنت است و معنى مراد آنست كه اهل دوزخ را بعوض سايبانهايى كه اهل بهشت را باشد پارچهاى آتش است كه اطراف و جوانب ايشان را فرا گرفته باشد ذلِكَ آن عذابى كه وصف كرده شده يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ ميترساند خداى بآن عِبادَهُ بندگان خود را بجهت رحمت واسعه خود در شأن ايشان تا بپرهيزند از آن و امتثال اوامر او نمايند، و لهذا امر باتقاى ايشان نموده فرمود كه يا عِبادِ اى بندگان من چون عقوبتى چنين در عقب
[١] ظلل جمع ظلة است مانند غرف و غرفة و بفارسى بمعنى سايبانست و تعبير از پارهاى آتش بظلل مشعر است بر آنكه آتش دوزخ روشنى ندارد بلكه همچون دود، غليظ و كثيف است و مانند سايبانهاى متراكب و متراكم، خاسرين را فرا گرفته و نيز آيه شريفه دلالت ميكند بر تهكم و شدت حال ايشان چه سايبان از جهت استظلال و دفع شدت حرارتست خاصه در مناطق حاره پس هر گاه سايبان هم از آتش سوزان باشد همانا عذاب بسيار سخت و عظيم خواهد بود و پوشيده نماند كه ظله اطلاق ميشود بر چيزى كه بالاى سر و سايبان باشد و بنا بر اين، معنى لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ واضح و روشن است و اما راجع بجمله وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ پس مفسرين چند نوع توجيه كردهاند بعضى گويند: چون براى جهنم دركاتيست هم چنان كه براى بهشت درجاتيست پس ايشان در آن دركهاى كه هستند در زيرشان نيز دركهايست كه اين پردههاى آتشين نسبت باهل اين دركه سايبان خواهد بود لكن اين توجيه بعيد است چه مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ظهور دارد در خلاف وجه مذكور و توجيه بهتر و نزديكتر آنست كه جمعى ديگر گفتهاند: كه ظلل اول بمعنى همان سايبان است و ظلل دوم كنايه از فرش است چنانچه در آيه ديگر فرموده لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ و مراد آنست كه از تمام اطراف و جوانب دودهاى آتشين باينان احاطه كرده است و ايشان فى سواء الجحيماند.