تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٦٤ - سوره ص(٣٨) آيات ٥٠ تا ٥٩
است كه حضرت منان بما ارزانى داشته ما لَهُ نيست مر آن را مِنْ نَفادٍ هيچ انقطاعى و زوالى و در اكثر تفاسير مذكور است كه اين مقول قول اهل بهشت نيست بلكه كلام او سبحانه است كه از روى امتنان ذكر نموده و معنى آنست كه اين نعم بهشت روزى ما است كه بلطف محض و محض لطف ببندگان خود عطا فرموديم و اصلا آن را فنا و زوال نيست بلكه هر چند اهل بهشت آن را تناول نمايند فى الفور خلق نمائيم، و چون او سبحانه احوال اهل بهشت و آنچه از براى ايشان مهيا ساخته از ثواب جزيل و نعم جليل بيان نموده فرمود كه:
٥٥- هذا يعنى اين نوع كلام احوال اهل بهشت است يا حال اهل بهشت اينست، و بعد از آن حالات اهل دوزخ را بيان ميكند و ميفرمايد كه وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ و بدرستى كه مر نافرمان را لَشَرَّ مَآبٍ هر آينه بدترين بازگشتن است يعنى بازگشتن بد است كه آن، ٥٦- جَهَنَّمَ دوزخ است يَصْلَوْنَها در حالتى كه در آيند در آن و آتش را بستر و فراش ايشان گردانند فَبِئْسَ الْمِهادُ پس بد فراشى و آرامگاهيست دوزخ.
٥٧- هذا اين عذاب را فَلْيَذُوقُوهُ پس كه بايد بچشند اهل طغيان آن را و ميتواند بود كه هذا خبر مبتدا محذوف باشد يعنى عذاب اينست پس بايد كه آن را بچشند و جايز است كه هذا مبتدا باشد و خبر او حَمِيمٌ يعنى آنعذاب آبگرم است در نهايت حرارت كه چون نزد لب آورند روى را بسوزاند چون بخورند رودها پاره پاره گردد و بنا بر اين فَلْيَذُوقُوهُ خبر بعد از خبر باشد و تقدير كلام آنكه هذا حميم فليذوقوه و بر تقدير اول و دوم حميم خبر مبتداء محذوفست و تقدير اينكه هو حميم يعنى آنعذاب آبيست در نهايت گرمى وَ غَسَّاقٌ و چرك سخت گنديده كه از پوست و گوشت دوزخيان و از فروج زانيان سيلان كند و آن را جمع كرده بر ايشان خورانند و اين قول قتاده است و آن مشتق است از غسقت العين اى سالت و گويند مشتق است از غسق كه بمعنى سواد است و ظلمت يعنى آن ريم منتن در نهايت سياهى و تيرگى باشد، و مقاتل از ابن عباس نقلكرده كه غساق زمهرير است كه دوزخيان را بشدت برودت بسوزد چنان كه حميم كه بسورت حرارت ميسوزاند، و از كعب الاحبار مرويست كه غساق چشمهايست در جهنم كه از نيش حيّات و عقارب دوزخ سيلان كرده و سدى بر آنست كه آن آب چشم دوزخيانست، و گويند كه اين نوعى از عذابست بغير از حق سبحانه كسى ديگر علم بآن ندارد، و در روايت واقع شده كه شدت نتن غساق بمرتبهايست كه اگر از آن قطرهاى در مشرق باشد اهل مغرب از نتن آن متنفر شوند و اگر در مغرب باشد اهل مشرق از آن منزجر گردند اين يك نوع عذابيست.
٥٨- وَ آخَرُ و عذاب ديگر مر ايشان راست كه در شدت فظاعت مِنْ شَكْلِهِ از مثل