تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٥٦ - سوره ص(٣٨) آيات ٣٠ تا ٣٩
پيغمبر، پس آنچه مقتضى ظاهر قرآنست اعتقاد ميبايد كرد و شبههاى نيست كه در قرآن غير آن نيست كه جسدى بر كرسى او انداختند بر سبيل فتنه كه آن اخبار و امتحان است مثل قوله تعالى الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فحينئذ القاى جسد را حمل مىبايد كرد بر يكى از روايات سابقه كه متضمن ترك مندوبست، و حاصل كلام آنست كه چون سليمان ترك مندوب كرد از روى نياز بدرگاه بىنياز توجه كرد و زبان بمناجات گشود.
٣٥- قالَ گفت رَبِّ اغْفِرْ لِي اى پروردگار من بيامرز مرا در آنچه از من صادر شد از ترك مندوب وَ هَبْ لِي مُلْكاً و ببخش مرا پادشاهى را كه لا يَنْبَغِي نسزد و نشايد لِأَحَدٍ مر يكى را مِنْ بَعْدِي پس از من تا چنين ملك معجز من بود إِنَّكَ بدرستى كه تو أَنْتَ الْوَهَّابُ تويى بخشنده كه هر چه خواهى دهى، تقديم استغفار بر استيهاب بجهت مزيد اهتمام او است بامر دين و وجوب تقديم آنچه دعا را بحد اجابت رساند، و در تنزيه الانبياء آورده كه قول وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي مقتضى شح و ضنت و منافست وى نيست زيرا كه ممكن است كه او سبحانه اعلام سليمان نموده باشد كه اگر سؤال ملكى كند كه غير او را نباشد نسبت به امور دينيه اصلح باشد و سبب كثرت طاعات و عبادات عباد شود و اگر غير از اين سؤال كند اجابت ننمايد بجهت عدم مصلحت دينى، و ديگر آنكه اگر بالفرض شخصى از مادر دعاى خود باين شرط تصريح نمايد و بگويد كه (اللهم اجعلنى اكثر اهل زمانى ما لا اذا علمت ان ذلك اصلح لى) اين دعا بر وجه جميل خواهد بود و داعى او ببخل و ضنت منسوب نخواهد شد و هر گاه كه راه شرط گشوده شد پس محتمل است كه بدون اذن او سبحانه سليمان اين دعا كرده باشد بقصد شرط چه بآن ناطق نشده باشد، و ميتواند بود كه التماس ملك بجهت آيه نبوت او بوده باشد چنان كه مذكور شد و قول لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي مراد مردمانى باشند كه بايشان مبعوث گشته نه آنكه مراد از آن ساير انبياء و غيرهم باشند تا روز قيامت و نظير اينست آنكه شخصى گويد كه (أنا اطيعك ثم لا أطيع أحدا بعدك) مراد آنست كه من اطاعت احدى نميكنم كه سواى تو باشد نه كه مراد زمان مستقبل بود، و احتمال دارد كه مراد ملك آخرت باشد و ثواب جنت يعنى ببخش بمن پادشاهى آخرت و ثواب بهشت پس معنى قول لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي آنست كه هيچكس استحقاق آن نداشته باشد بعد از وصول من بآن يعنى صحيح نباشد كه در آن روز او عملى كند كه بسبب آن مستحق اين مرتبه باشد بجهت انقطاع تكليف رَبِّ اغْفِرْ لِي كه از احكام آخرت است مقوى اين معنى است و محتمل است كه سليمان التماس معجزه نموده باشد كه مختص باو بوده باشد هم چنان كه موسى مختص