تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٤٠٠ - سوره الحجرات(٤٩) آيات ١ تا ٩
١- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آوردهايد و بخدا و رسول تصديق نموده لا تُقَدِّمُوا پيش مداريد هيچ امرى از امور را بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ نزد خدا و رسول او يعنى مرتكب هيچ كارى مشويد از اوامر و نواهى الا بعد از آنكه حكم خدا و رسول تعلق بآن گيرد پس بايد كه عمل شما يا بوحى منزل باشد و يا باقتداء برسول خدا، و بدانكه قدم و أقدم بتثقيل حشو و همزه منقولند از قدمه بتخفيف حشو و نظير اينست نقلا و معنى سلفه و أسلفه، و ترك ذكر مفعول يا بجهت آنست كه نهى شامل هر چيزى باشد كه در نفس واقع شود از امور متقدمه بر حكم خدا و رسول و يا آنكه مقصود مفعول و حذف مفعول نباشد بلكه نفى متوجه بر نفس تقدمه باشد، و معنى اينكه شما متلبس بفعل تقدم مشويد و ميتواند بود كه تُقَدِّمُوا از قدم باشد بمعنى تقدم چون وجّه و بيّن كه بمعنى توجه و تبيّن است و از اين مأخوذ است مقدمة الجيش كه علم جماعتى است كه متقدمند از عساكر، و مؤيد اينست قرائت يعقوب كه آن لا تُقَدِّمُوا بفتحتين و تثقيل حشو كه در اصل لا تقدموا بوده از باب تفعل إلا آنست كه قرائت اول ببلاغت قرآن اشد است و اقبال علماء بآن اكثر و بَيْنَ يَدَيِ مستعار است از دو جهتى كه مسامت يمين و شمال باشند يا قريب آن پس تسميه ايندو جهت بيدين بجهت آنست كه بر سمت يديناند يا نزديك بآن فحينئذ تسميه جهتين مذكورتين ببين يدين بر سبيل تجوز باشد از قبيل تسميه شيء باسم مجاور آن، و علماء بيان اين نوع تسميه را تمثيل ميگويند و در جرى كلام در اينمقام بر نوعى از سنن مجاز فايده جليله هست كه آن منتفى است در كلامى كه از مجاز معرّا باشد و آن تصوير هجنه و شناعت است در چيزى كه منهى عنه است و آن اقدام است بر امرى از امور بدون اقتدا بر كتاب و سنت، و بدانكه ميتواند بود كه مراد به بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ بين يدى رسول اللَّه باشد و ذكر اللَّهِ بجهت تعظيم و تكريم او سبحانه و اشعار بر مزيت اختصاص و مكانت حضرت رسالت كه موجب اجلال او است و مؤيد اينست قول ابن عباس كه مراد نهى اصحابست از تكلم پيش از آنكه حضرت رسالت ابتداء بتكلم كند پس حقيقت معنى آنست كه اى مردمان هر گاه به مجلس رسول نشسته باشيد و از مسئلهاى سؤال كنند شما سبقت مكنيد بجواب آن و ساكت شويد از آن تا اول پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلّم زبان مبارك بجواب آن بگشايد و نيز مقوى قول مذكور است قول جماعتى ديگر كه مراد نهى است در تقدم مشى بر آن حضرت يعنى سبقت منمائيد در مشى بر پيغمبر بلكه طريق تبعيت او را اختيار كنيد و زجاج تفسير آيه بر اينوجه كرده كه تقدم مجوئيد بطاعات پيش از وقتى كه امر الهى و اذن حضرت رسالت پناهى بآن تعلق گيرد پس جايز نباشد تقديم صلوة و زكاة و صوم و حج