تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٤ - سوره محمد(٤٧) آيات ١٠ تا ١٩
هم نباشند، و از امام محمّد باقر عليه السّلام مرويست كه آيه كَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْواءَهُمْ در شأن منافقانست نه مشركان، و بعد از بيان عدم تسويه بين الفريقين بجهت حث اهل ايمان بر طاعت و عبادت صفت بهشت ميكند بر اين نهج كه:
مَثَلُ الْجَنَّةِ صفت بهشت و قصه عجيبه آن الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كه وعده داده شدهاند پرهيزكاران بآن از آن چيزيست كه بر تو ميخوانيم آن را، و نزد بعضى خبر آن كَمَنْ هُوَ خالِدٌ است كه بعد از اين مذكور خواهد شد بر تقدير حذف مضاف نه مما تلوناه عليك كه بآن مترجم شده پس تقدير كلام اينست كه مثل أهل الجنة كمثل من هو خالد يا مثل أهل الجنة كمثل جزاء من هو خالد، يعنى آيا صفت اهل بهشت همچو صفت آن كسيست كه او جاويد باشد در دوزخ يا مثل جزاى آن كسيست كه او جاويد باشد در دوزخ و بنا بر اين تعريه آن از حرف انكار بجهت زيادتى تصوير مكابره آن كسيست كه حكم بتسويه ميكند ميان متمسك به بينه و ميان تابع هوى، يعنى مستوى فريقين بمنزله آن كسيست كه اثبات تسويه نمايد ميان جنتى كه در او انهار جاريه باشد و ميان نارى كه اهل آن در آن مخلد باشند و شارب حميم و حينئذ قوله:
١٥- فِيها أَنْهارٌ جمله معترضهايست از براى بيان آنچه ممتاز ميشود متمسك بآن در آخرت از تابع هواى و بنا بر اول كلام مستأنف است بجهت بيان مثل جنة و بر هر تقدير معنى آنست كه در بهشتست جويها مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ از آبى كه متغير نيست يعنى رنگ و طعم و بوى آن از حالت اصلى و خلقى خود تغيير نيابد بر خلاف آب دنيا كه تغيير پذير ميشود [١] وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ و جويها از شير كه لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ نگرديده است مزه آن يعنى بجهت طول زمان عذوبت او بقراصت و حموضت متبدل نگردد بر خلاف شير دنيا وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ و جويها از شراب لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ كه لذيذ و خوشگوار و با طرب است مر آشامندگان را و از كراهت ريح و سكر و خمار و صداع مبرا، و بدانكه لذت در اينمقام يا تانيث لذّ است كه بمعنى لذيذ است يا مصدر
[١] جمعى از حكماء تنها بلذات و الام عقلى عالم آخرت قائلند و لذات و آلام حسيه را معتقد نيستند و اين عقيده مبنى بر انكار حشر اجساد و معاد جسمانيست و هر كه حشر اجساد را انكار كند از دائره دين و شريعت بيرون و نظر پروردگار عالم و انبياء و اولياء محكوم بكفر است و منكران را دليلى محكم بر استحاله آن در دست نيست لكن در تمام شرايع حقه و كتب آسمانى تصريح بمعاد جسمانى و لذات و آلام حسى شده است و در قرآن كريم در آيات عديده انواع لذات و الام حسى را با كمال صراحت بيان فرموده بلكه لذات و الام حسى را بيش از لذات و آلام عقلى و مفصلتر و واضحتر شرح داده است چنانچه در اين آيه كريمه چهار نهر را كه نوعى از انواع لذائذ و نعمتهاى آن عالم است و مهمترين انهار از بهشت است ذكر نموده و اوصاف خاصه محسوسه آنها را تشريح فرموده است ولى گروهى از ارباب حكمت و عرفان كه بر آن عقيده مذكوراند در پيشگاه قرآن و سنت سر تسليم فرود نياورده و تا آنجا كه توانستهاند متشبث بتأويل گرديده و آيات قرآن را از معانى واقعى خود منصرف نموده و راجع بدين چهار نهر سخنانى گفتهاند كه نقل آنها در اينجا شايسته نخواهد بود.