تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٣٤٢ - سوره محمد(٤٧) آيات ١٠ تا ١٩
خاتمه كار و سرانجام حال آنان كه پيش از ايشان بودهاند از اهل تكذيب و شرك دَمَّرَ اللَّهُ مستأصل ساخت و از بيخ بركند خداى تعالى عَلَيْهِمْ بر ايشان آنچه مختص بود بايشان از انفس و اموال و اولاد يعنى دمار را از همه ايشان برآورد پس بر سبيل تهديد ميفرمايد كه وَ لِلْكافِرِينَ أَمْثالُها مر كافران و ناگرويدگان راست مانند آن عاقبت يعنى كافران مستحق اين نوع عقوبتاند لكن خداى تعالى دفع اين عذاب نموده از امت تو و عقوبت ايشان را بآخرت انداخت بجهت تفضيل و مكرمت وجود با جود تو در ميان امت، وضع مظهر در موضع مضمر بسبب تصريح است بر سبب انزال عذاب كه كفر است، و ميتواند بود كه ضمير راجع بعقوبت باشد كه مدلول تدمير است يا راجع بسنت و عادت الهى كه جريان رفته بر كافران كقوله تعالى سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ.
١١- ذلِكَ آنچه مذكور شد از ازلال و عقوبت كافران و نصرت و مثوبت مؤمنان بِأَنَّ اللَّهَ بسبب آنست كه خداى مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا دوست آن كسانيست كه ايمان آوردهاند و ناصر و معين ايشان وَ أَنَّ الْكافِرِينَ و بسبب آنكه ناگرويدگان لا مَوْلى لَهُمْ هيچ دوستى نيست مر ايشان را كه يارى ايشان را كند و ايشان را از عذاب باز دارد، از قتاده منقول است كه اين آيه در روز احد نازل شد و در وقتى كه رسول در شعب جبل بود و مردمان بعضى مقتول بودند و برخى مجروح مشركان ميگفتند كه أعل هبل و مسلمانان ميگفتند كه اللَّه أعلى و أجل و كافران ميگفتند با مؤمنان بر سبيل فرح و سرور كه (يوم بيوم و الحرب سجال ان لنا عزّى و لا عزى لكم) حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم ميفرمود كه
اللَّه مولينا و لا مولى لكم
پس رسول فرمود كه
و لا سواء
هر دو طايفه برابر نيستند يعني كشتگان ما و شما مختلفند اما از ما زندگان آخرتند و مرزوق بانواع نعمت و اصناف بجهت در جنت و اما از شما در دوزخند و معذب به صنوف عقوبت و الوف زحمت، و بدانكه آيه رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِ مناقض لا مَوْلى لَهُمْ نيست زيرا كه مراد از مولى در آيه اولى بمعنى رب عباد است و مالك امر ايشان و در ثانيه بمعنى ناصر پس نصرت او سبحانه مخصوص باشد بمؤمنان و اصلا كافران را از آن نصيبى نباشد آن گه ذكر حال فريقين ميكند باين وجه كه:
١٢- إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خدا يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا در مى آورد آن كسانى را كه گرويدهاند وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و كردهاند كارهاى شايسته و از ريا و غرض وارسته جَنَّاتٍ در بوستانهاى مملو از اشجار تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كه ميرود از زير درختان آن جويهاى آب وَ الَّذِينَ كَفَرُوا و آنان كه نگرويدند يَتَمَتَّعُونَ برخوردارى مييابند و منتفع ميشوند به امتعه دنيويه و حطام فانيه وَ يَأْكُلُونَ و ميخوردند آن را كَما تَأْكُلُ الْأَنْعامُ هم چنان كه ميخورند چهارپايان يعنى هم چنان كه انعام حريصاند بر اكل در مسارح و معالف خود و غافل از