تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٨٢ - سوره الدخان(٤٤) آيات ٣٠ تا ٣٩
الحسين شيء عظيم) واى بر شما كشتن حسين كارى بزرگ است وى فرزند خاتم پيغمبرانست و پسر وصى رسول آخر الزمان پنجم آل عبا و نور ديده فاطمه زهراء بدان خدايى كه جان كعب بدست او است كه خواندهام آن روز كه وى را بكشند گروهى از فرشتگان بر سر قبر وى بايستند و ميگريند تا قيامت كه هرگز از گريه باز نايستند و هر شب آدينه هفتاد هزار فرشته فرود آيند و بر سر قبر وى زارى كنند و چون بامداد شود بصوامع طاعات خود باز روند.
القصه چون فرعونيان را بر روى زمين عمل نيكو نبود تا بر آسمان رود نه آسمان بر فوت ايشان گريه كرده و نه زمين وَ ما كانُوا و نبودند مُنْظَرِينَ مهلت داده شدگان از وقتى بوقتى ديگر، چون محل نزول عذاب در رسيد اصلا توقفى و اهمالى در آن واقع نشد بلكه فى الحال مستأصل شد.
٣٠-
وَ لَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ و بتحقيق كه برهانيديم بنى اسرائيل را مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ از عذاب خواركننده كه بر ايشان واقع شده بود.
٣١- مِنْ فِرْعَوْنَ از جانب فرعون و آن دلبندگى ايشان بود و قتل ابناء و استخدام نساء و تكليف مشاق اعمال بر همه آنها و ميتواند بود كه اين جار و مجرور بدل باشد از جار و مجرور اول يعنى نجات داديم بنى اسرائيل را از دست فرعون إِنَّهُ كانَ بدرستى كه فرعون بود عالِياً سركشنده و خود را بلند سازنده مِنَ الْمُسْرِفِينَ از جمله از حد درگذشتگان در كفر و طغيان و عتو و عصيان، و اين خبر بعد از خبر كانَ است و احتمال دارد كه حال باشد از ضمير عالِياً يعنى فرعون رفيع الطبقه بود و فائق المرتبه در حالتى كه در ميان مسرفان قوم خود بود.
٣٢- وَ لَقَدِ اخْتَرْناهُمْ و بدرستى كه برگزيديم موسى و مؤمنان بنى اسرائيل را عَلى عِلْمٍ در حالتى كه بر دانش بوديم از ايشان يعنى عالم بوديم به اينكه بنى اسرائيل استحقاق آن دارند كه ايشان را برگزينيم عَلَى الْعالَمِينَ بر عالميان زمان ايشان چه اكثر انبياء در ميان ايشان بودند و مع هذا عالم جميع مردمان زمان خود بودند.
٣٣- وَ آتَيْناهُمْ و داديم ايشان را مِنَ الْآياتِ از نشانهاى قدرت خود ما فِيهِ بَلؤُا مُبِينٌ آنچه در آن نعمتى آشكارا بود چون فلق بحر و تظليل غمام و انزال من و سلوى و تخليص ايشان از دست فرعون، و تسميه نعمت ببلا جهت آزمايش حقتعالى است بندگان را بآن هم چنان كه امتحان ايشان مينمايد بمصايب و نوايب دوران، و گويند كه معنى آنست كه داديم بايشان آن چيزى كه در او اختيارى ظاهر بود از امور مذكوره تا ببينيم كه چه ميكنند بآن و از عناد و انقياد و شكرگزارى و ناسپاسى كدام بر وى كار ميآرند، و بدان چون اول سوره در بيان احوال قريش بود و ايراد قصه فرعون