تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٢٧ - سوره الشورى(٤٢) آيات ٣٠ تا ٣٩
خود را بر نظر كردن در آيات خداى شَكُورٍ سپاس دارنده بر آلاء و نعماى او يا هر صبر كننده بر ايستادن كشتى و سپاس دارنده بوقت جريان آن يا نزد خروج او از آن، اين هر دو صفت كنايهاند از مؤمن مخلص كه همت خود را مصروف ساخته باشد بر صبر كردن بر مصائب و نوائب و شكر نمودن بر آلاء و ساير رغايب، و در حديث آمده كه
الايمان نصفان: نصف صبر و نصف شكر.
٣٤- أَوْ يُوبِقْهُنَ عطف است بر جزاى شرط يعنى اگر خواهد خداى هلاك كند كشتيها را بارسال رياح عاصفه مغرقه مراد اغراق اهل آنست يعنى اهالى آن را غرق سازد بِما كَسَبُوا بسبب آن چيزى كه كرده باشند از معاصى وَ يَعْفُ و در گذراند هلاكت را عَنْ كَثِيرٍ از بسيارى از ايشان پس معالجه نكند بعقوبت معاصى ايشان يعنى اگر خواهد هلاك كند بعضى را از روى معاجله عقوبت و نجات دهد برخى ديگر را بر طريق عفو.
٣٥- وَ يَعْلَمَ الَّذِينَ يُجادِلُونَ اين معطوفست بر علت مقدره تقدير كلام اينكه لينتقم منهم و يعلم الذين يجادلون، يعنى اگر خواهد خداى خلاصى دهد مؤمنان را و هلاك كند كافران را تا انتقام كشد از ايشان و تا بدانند آنهايى كه خصومت ميكنند فِي آياتِنا در دلايل قدرت ما ما لَهُمْ كه نيست مر ايشان را مِنْ مَحِيصٍ هيچ گريزگاهى نزد نزول عذاب و وقوع عقاب.
٣٦- فَما أُوتِيتُمْ پس آنچه داده شدهايد مِنْ شَيْءٍ از چيزى كه تعلق بدنيا دارد از اموال و اولاد فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا پس آن برخوردارى زندگانى دنيا است يعنى تا زندهايد از آن متمتع ميشويد و بعد از موت آن را در پس خود ميگذاريد و اصلا از آن منتفع نميگرديد، بدانكه ما، موصوله چون كه متضمن شرطست از اينجهت فاء در جواب آن واقع شده بخلاف قوله وَ ما عِنْدَ اللَّهِ و آنچه نزد خدا است از ثواب آخرت و نعيم جنت خَيْرٌ وَ أَبْقى بهتر است و پايندهتر از روى خلوص نفع و دوام آن لِلَّذِينَ آمَنُوا براى آنان كه گرويدهاند وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ و بر آفريدگار خود توكل ميكنند و امور خود را بدو تفويض مينمايند.
٣٧- وَ الَّذِينَ و از براى آنان كه يَجْتَنِبُونَ پرهيز ميكنند كَبائِرَ الْإِثْمِ از گناهان بزرگ وَ الْفَواحِشَ و از كارهاى زشت وَ إِذا ما غَضِبُوا و چون خشم گيرند بر مردمان بسبب اذيتى و مكروهى كه بديشان رسانند هُمْ يَغْفِرُونَ ايشان در ميگذرند از آن و بآب عفو آتش غضب خود را مينشانند ايراد ضمير فصل تنبيه است بر اختصاص غفران ايشان در حالت غضب، و فواحش جمع فاحشه است و آن أقبح قبايح است مانند شرك و هر چه مثل آن باشد، و سدى گفته كه مراد بآن زنا است، و نزد مقاتل هر چيزيست كه موجب حد باشد پس بنا بر قول اول و دوم عطف آن بر كَبائِرَ الْإِثْمِ