تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٧ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١٠ تا ١٩
باطله از اصناف اصنام كه بر هيچ چيز قدرت ندارند و در دفع ضرر عاجز مطلقند، پس ايراد ذكر احياء و اظهار قدرت او بر ما سوى بجهت تقرير ربوبيت اوست و بيان وجوب اتحاد وجود او بولايت نه غير او تا بعبادت او ميل نمايند و غير او را واگذارند و كفار از فرط جهالت و غايت غوايت او را گذاشتهاند و به پرستش غير او ارتكاب نموده،
بعد از آن حكايت قول رسول مىكند نسبت بمؤمنان و ميگويد كه:
١٠- وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ و آنچه اختلاف ميكنيد اى مؤمنان فِيهِ در آن با كافران مِنْ شَيْءٍ از هر چيزى از امور دينيه و دنيويه فَحُكْمُهُ پس حكم آن مختلف فيه مفوض است إِلَى اللَّهِ بسوى خدا يعنى در روز قيامت كه ميزان عدل را نصب كنند حقتعالى حكم خواهد كرد بحقيت محق و بطلان باطل ميان شما و ايشان و مراد از حكم اثابه محقين است كه اهل ايمانند و عقوبت مبطلين كه مشركانند، و نزد بعضى معنى آنست كه آنچه اختلاف كنيد در آن از تأويل متشابه پس رجوع كنيد در آن بآيه محكمه با آنكه آنچه اختلاف ورزيد و منازعت نمائيد از خصومات پس برسول خدا عرض كنيد و غير او را بر حكومت اختيار منمائيد كقوله فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ يا آنكه خلافى كه در ميان شما واقع شود از علوم كه متعلق بتكليف شما نباشد چون معرفت روح پس او را بخدا واگذاريد كقوله وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ذلِكُمُ آن كس كه حقيت حكم صفت اوست اللَّهِ خداى بحقست رَبِّي كه پروردگار منست عَلَيْهِ بر او نه بر غير او تَوَكَّلْتُ توكل كردهام در رد كيد اعداء دين و در همه امور جميع مهمات خود را بوى تفويض نمودهام وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ و بسوى او بازگردانيده ميشويم نه غير او، چه مرجع جميع بندگان بسوى او است.
١١- فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ اين خبر بعد از خبر ذلِكُمُ است يعنى آن كس كه متصف است بحقيت حكم شكافنده است و بيرون آورنده از عدم آسمانها و زمين را و مىتواند بود كه مبتداء باشد و خبر و قوله جَعَلَ لَكُمْ يعنى آفريننده آسمانها و زمينها بيافريد براى شما مِنْ أَنْفُسِكُمْ از جنس نفسهاى شما أَزْواجاً جفتها كه زنانند تا بايشان انس گيرند و از ايشان اولاد و اتباع حاصل كنيد وَ مِنَ الْأَنْعامِ و خلق فرمود از براى شما از جنس چهارپايان أَزْواجاً جفتها و صنفهاى گوناگون يعنى از براى هر يك زوجى تعيين فرمود تا سبب توالد و تناسل باشد كما قال ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ- الى آخر الاية يَذْرَؤُكُمْ ضمير جمع راجع ببندگانست و انعام بر سبيل تغليب عقلاى مخاطب بر غير عقلاى غايب، يعنى بسيار ميگرداند شما را و انعام را فِيهِ در اين تدبير يعنى در امر خلق ازواج كه منشأ تزاوج و تناسل است و چون