تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٤ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١ تا ٩
بكنه رفعت شأن او نرسد الْعَظِيمُ بزرگوارى كه بريد فهم تيزرو بگرد سرادقات عظمت و جلال قدر او پى نبرد.
٥- تَكادُ السَّماواتُ نزديك شد كه آسمانها از غايت هيبت عظمت و جلال او يا از استعظام اسناد ولد و اشراك غير باو يَتَفَطَّرْنَ شكافته شوند مِنْ فَوْقِهِنَ از زبر يكديگر يعنى مبدء شكافتن از عرش و كرسى شود باين ترتيب تا بآسمان دنيا، و چون اجرام علويه با وجود رفعت و متانت از جهت سطوت و عظمت قريب بانشقاق باشند پس كوائن، سفليه بطريق اولى، و در كشاف آورده كه ذكر فوقيت ايذانست بر كمال عظمت و كبرياء و جلال ملك چه بالاى آسمانها عرش است و كرسى و صنوف ملايكه مقربين و غير آن از آثار ملكوت و جبروت پس ابتداى انشقاق از آنجا اعظم ادله باشد كه بر غايت عظمت و جلال حضرت عزت، و گويند كه ضمير فَوْقِهِنَ راجع بارض است يعنى همه آسمانها منفطر شوند از بالاى زمينها وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ و جميع فرشتگان تسبيح ميكنند ذات او سبحانه را از ناسزا و ناروا تنزيهى مقترن بِحَمْدِ رَبِّهِمْ بسپاس دارى و شكرگزارى پروردگار خود يعنى تسبيح و حمد با هم ميگويند تا يكى نافى ناسزا باشد و ديگرى مثبت سزا، و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه مراد بملائكه در اين مقام حملة العرشاند كه هميشه به تسبيح و تحميد او سبحانه ترنم مىنمايند وَ يَسْتَغْفِرُونَ و آمرزش ميطلبند از او لِمَنْ فِي الْأَرْضِ از براى كسانى كه در زميناند از مؤمنان نه كافران چه ايشان هرگز برحمت خداى نميرسند و از اينجاست كه در سورة المؤمن استغفار حمله عرش را مخصوص باهل ايمان گردانيده و فرموده كه وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا و نيز بر سبيل حكايت در آنجا فرموده كه فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ أَلا إِنَّ اللَّهَ بدانيد كه خداى هُوَ الْغَفُورُ او است آمرزنده بندگان الرَّحِيمُ مهربان بر ايشان بقبول توبه و انابت و از وفور رحمت و غفران او است كه فرشتگان را باستغفار گنهكاران امر فرموده، بدانكه اين آيه بنا بر تفسير اول از براى زيادتى تقرير عظمت است و بنا بر ثانى بجهت دلالت است بر تقدس ذات او از اتخاذ نسب و شريك و وجه ربط استغفار بما سبق بر تفسير اول بجهت خوف ملائكه است بر اهل ايمان از سطوات جلال و هيبت و عظمت او و بر تفسير ثانى توحيد و تنزيه مؤمنان و بعد ايشان از اشراك و نسبت ولد بحضرت سبحان، بعد از آن از امهال كفار اخبار ميفرمايد كه:
٦- وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا و آن كسانى كه فرا گرفتند مِنْ دُونِهِ بجز از خداى أَوْلِياءَ دوستان، مراد شركاء واندادند كه معبود مشركانند و تسميه آنها باولياء از قبيل تسميه شيء است باسم لازم شيء اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ خدا نگهبانست بر اعمال و اقوال و افعال ايشان و هيچ