تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ٢٠٢ - سوره الشورى(٤٢) آيات ١ تا ٩
دهيد، پس فرشتگان او را ببهشت برند و در قصرى كه ابواب و شرف و درج آن از ياقوت سرخ باشد فرود آرند، و صفا و لطافت آن قصر بر وجهى باشد كه ظاهر آن از باطن و باطن آن از ظاهر مشاهده توان كرد، و هزار حور العين و هزار جوارى و هزار ولدان كه مثل لآلى منثوره باشند نامزد او گردانند با ساير انواع كرامت و اصناف مكرمت، و بدانكه چون حق سبحانه بذكر قرآن ختم سوره حم سجده نمود افتتاح اين سوره نيز بذكر آن كرده فرمود كه:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم ١- عسق ٢- از قتاده مرويست كه عسق اسميست از اسماى قرآن و لهذا در وجه تفصيل اين سوره از حواميم ديگر به عسق گفته كه استفتاح جميع سور حواميم بذكر كتابست الا اين سوره پس در موضع كتاب عسق واقع شده تا بحسب معنى دلالت بر كتاب كند، و بعضى ديگر در وجه تفصيل گفتهاند كه چون معانى اين سوره در خبريست كه بر ساير انبياء نازل گشته بخلاف حواميم ديگر از اينجهت سوره بلفظ عسق از ساير حواميم ممتاز گشته، و از سعيد جبير منقولست كه حاء از رحمن است و ميم از مجيد و عين از عالم و سين از قدوس و قاف از قاهر، و قولى آنست كه اين اشارتست باسم حكيم و مجيد و عليم و سميع و قدير يا ايماء است بصفت حلم و مجد و علم و سناء و قدرت، و گويند كه اينحروف رمزى است بآن عطايا كه حق سبحانه و تعالى بحضرت سيد الانبياء ارزانى داشته، حاء حوض و مورود اوست يعنى حوض كوثر كه تشنه لبان امت از آن سيراب شوند، و ميم ملك ممدود او كه از شرق تا غرب بتصرف امت عالى همت او درآيد، و عين عزّ نامحدود او كه أعزّ اشياء است، و سين سناء مشهور او كه مرتبه هيچ احدى برتبه او نرسد، و قاف مقام محمود او در شب معراج كه آن درجه أَوْ أَدْنى است و در روز قيامت كه آن شفاعت كبريست و نزد عطا آنست كه اينحروف مقطعه مبنى است بر حوادث و وقايع و فتن پس حاء ايماء است بحرب، و ميم بتحويل ملك و دول، و عين ابعد و مقهور، و سين باستيصال كفار و بسنين و غلا و قاف بقدرت و غلبيت خدا بر ملوك دنيا، و از بكر بن عبد اللَّه المزنى روايتست كه حاء حربى است كه ميان قريش و اعداى ايشان واقع شده، و ميم ملك بنى اميه، و عين علو عباسيان، و سين سناى مهدى، و قاف قوم عيسى كه در وقتى كه از آسمان فرود آيد برفاقت قوم خود ترسايان را بكشد و كليسا را خراب كند، و ارطاة بن منذر گويد كه مردى از عبد اللَّه عباس پرسيد كه حم عسق چه باشد گفت من ترا بآن خبر دهم بدانكه اين آيه در شأن مرديست كه نام او عبد اللَّه يا عبد الا له باشد و او بر بعضى از جويهاى مشرق فرود آيد و بر كنار جوى دو مدينه بنا كند بر طريقى كه جوى آب در ميان هر دو شهر گذرد چون خدا خواهد كه ملك او و اتباع او را زايل گرداند