تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٥٠ - سوره غافر(٤٠) آيات ٤٠ تا ٤٩
نيست يا آنكه استجابت دعوت معبود باطل نفع نميدهد فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ در اين سراى و نه در سراى ديگر بجهت بطلان دعوت آن كقوله تعالى لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ و گويند كه جرم بمعنى كسب است و فاعل آن ضمير مستكن راجع بدعاى ايشان و بنا بر اين أَنَّما تَدْعُونَنِي الى آخره مفعول به باشد يعنى كسب كرد خواندن شما مرا بعبادت معبود خودتان بطلان دعوت او را چه از دعوت شما حاصل نشد مگر ظهور بطلان دعوت او و بعضى گفتهاند كه لا جرم نظير لا بد است پس جرم بمعنى جزع و قطع است هم چنان كه (بد) بمعنى تبديد و تفريق است و حينئذ معنى آنست كه هيچ قطعى نيست در بطلان دعوت الوهيت آن چيز يعنى بطلان آن در هيچ زمانى منقطع نميشود تا بحق منقلب گردد وَ أَنَّ مَرَدَّنا و ديگر حق آنست كه بازگشت همه ما إِلَى اللَّهِ بسوى خدا باشد يعنى هر كدام از ما بعد از موت بجزاء و سزاى اعتقاد و اعمال حسنه و سيئه خواهد رسيد وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ و آنكه اسراف كنندگان و از حد بيرون رفتگان بسبب شرك و ريختن خون ناحق و غير آن هُمْ أَصْحابُ النَّارِ ايشانند ياران دوزخ و ملازمان نيران، آن گه تهديد ايشان مينمايد كه:
٤٤- فَسَتَذْكُرُونَ پس زود باشد كه ياد كنيد يعنى در وقت مشاهده عذاب و معاينه عقاب شما را ياد آيد ما أَقُولُ لَكُمْ راستى آنچه ميگويم شما را از نصيحت و موعظه وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ و باز ميگذارم كار خود را بخدا و بر او توكل ميكنم و بلطف او اعتماد مىنمايم تا مرا از شما نگاه دارد إِنَّ اللَّهَ بدرستى كه خداى تعالى بَصِيرٌ بِالْعِبادِ بينا است ببندگان خود يعنى دانا بافعال ايشان از طاعت و معصيت اين جواب توعد ايشانست مر او را كه مفهوم ميشود از قوله:
٤٥- فَوَقاهُ اللَّهُ پس نگاه داشت او را خداى تعالى سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا از بديهاى آنچه مكر كردند و انديشيدند درباره قتل وى، و در روايت آمده كه حزبيل اظهار ايمان كرد فرعون امر بقتل او نمود وى فرار كرده بكوهى كه در آن نواحى بود متحصن گشت و بعبادت و طاعت مشغول شد حق سبحانه سباع را بحراست اوامر نمود ايشان بحوالى آن كوه درآمده پاسبانى او مى- كردند و اين از ميامن تفويض وى بود، و در بعضى تفاسير مذكور است كه فرعون بعضى از خواص خود را فرستاد تا او را بياورند و بسياست رسانند ايشان چون آنجا رسيدند و نماز وى و محافظت سباع را مشاهده كردند هراسان گشته نزد فرعون آمدند و حال را معروض داشتند فرعون از ترس آنكه مبادا كه اين سخن باسماع مردمان رسد بقتل ايشان امر نمود وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ و فرو گرفت بگرد كسان فرعون كه بقصد گرفتن حزبيل رفته بودند سُوءُ الْعَذابِ بدى عذاب كه