تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٢٧ - سوره غافر(٤٠) آيات ١ تا ٩
ايشان درآمده ميفرمايد كه فَلا يَغْرُرْكَ پس بايد كه فريب ندهد تو را تَقَلُّبُهُمْ گرديدن كافران فِي الْبِلادِ در شهرهاى شام و يمن از براى تجارت مربحه و مكاسب نافعه يعنى بايد كه بسبب كثرت ثروت و جمعيت و تمادى تنعم ايشان بخاطر تو نرسد كه من ايشان را فرو گذاشتهام چه امهال موجب اهمال عقوبت ايشان نيست بلكه باعث ازدياد آنست و بعد از آنكه مغمور شده باشند بكثرت نعمت دنيويه و مغرور بوفور امتعه فانيه و بنهايت طغيان رسند بچنگال عقوبت من گرفتار خواهند گشت و وبال تكذيب و نكال جدال بر ايشان خواهد رسيد هم چنان كه:
٥- كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ تكذيب كردند پيش از ايشان قَوْمُ نُوحٍ گروه نوح مر نوح عليه السّلام را وَ الْأَحْزابُ و گروهى چند مِنْ بَعْدِهِمْ از پس قوم نوح مر پيغمبران خود را چون گروه ثمود و عاد و غير آن وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ و قصد كردند هر گروهى از ايشان بِرَسُولِهِمْ بر پيغمبرى كه فرستاده شده بود بايشان لِيَأْخُذُوهُ تا بگيرند او را و ايذاء بوى رسانند و او را مقتول سازند وَ جادَلُوا و مجادله و خصومت كردند با رسولان من بِالْباطِلِ بسخن باطل مثل ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ و غير آن لِيُدْحِضُوا بِهِ تا زايل گردانند و ناچيز سازند بآن سخن بيهوده الْحَقَ سخن حق را كه واجب الاتباع بود فَأَخَذْتُهُمْ پس گرفتم ايشان را و هر گروهى را از ايشان بنوعى معاقب ساختم فَكَيْفَ كانَ عِقابِ پس نظر كن كه چگونه بود عقوبت من ايشان را، استفهام از براى تقرير عقوبت ايشانست.
٦- وَ كَذلِكَ و هم چنان كه واجب شده بود عقوبت بر امم مكذبه انبياء حَقَّتْ واجب شده است كَلِمَةُ رَبِّكَ حكم پروردگار تو بعقاب و عذاب عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا بر آنها كه كافر شدند از قوم تو و تكذيب تو نمودند أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ اين بدل كل است از كلمه عذاب يعنى همچنين واجب شده است بر كفار قريش آنكه ايشان ياران دوزخاند و ملازمان آتش، و ميتواند بود كه مجرور المحل باشد بلام مقدر يعنى هم چنان كه سزاوار شد اهلاك امم ماضى همچنين واجبست اهلاك اينجماعت زيرا كه علت واحده جامع ايشانست كه آن بودن همه ايشان است از اصحاب دوزخ و از كذب و جدال و ترك طاعت و انقياد ايشان گرد نقصى بدامن كبرياى او نمىنشيند چه طائع و عابد و مسبح و حامد او سبحانه از حد حصر متجاوزند و از آن جمله.
٧- الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ آنان كه بر ميدارند عرش را بجهت امتثال امر او وَ مَنْ حَوْلَهُ و آنان كه گرداگرد عرشند از كروبيان كه هميشه بطواف آن مشغولند يُسَبِّحُونَ تنزيه ميكنند و بپاكيزگى اقدام مينمايند تنزيهى كه پيوسته است بِحَمْدِ رَبِّهِمْ بستايش پروردگار خود وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ و تصديق ميكنند و اعتراف مينمايند بربوبيت و وحدانيت