تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٩ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
منقولست كه (هم الشهداء الذين قتلوا فى سبيل اللَّه) جماعتى كه مستثنىاند شهدااند كه در راه خدا شهيد گشته باشند، و ابو هريره از رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كند كه آن حضرت فرمود كه من از جبرئيل پرسيدم كه اينها كيستند كه حقتعالى ايشان را استثناء كرده گفت
هم الشهداء المتقلدون اسيافهم
ايشان شهيدانند كه در روز قيامت تيغها در گردن افكنده در پيرامون عرش ايستاده باشند ضحاك گويد كه مستثنى رضوان باشد و حور العين و خزنه دوزخ، و بعضى از اصحاب تحقيق گفتهاند كه وقتى كه خداى تعالى اراده افناى عالم كند فنا را نزد نفخه اولى بيافريند كه غير حالّ باشند در محل و بعد از تحقق آن اجسام بضديت و اعراض بتبعيت فانى گردند ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ پس بعد از چهل سال دميده شود در صور أُخْرى نفخه ديگر و اين را نفخه بعث خوانند و بعد از اين نفخه همه مردگان زنده شوند فَإِذا هُمْ پس ناگاه ايشان قِيامٌ بپاى ايستاده باشند و از قبور خود برخاستگان يَنْظُرُونَ در حالتى كه نگرند از اطراف و جوانب خود مانند متحيران و مبهوتان يا انتظار كشند كه با ايشان چه كنند و بچه امر مأمور شوند.
٦٩- وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ و روشن گردد عرصه محشر بِنُورِ رَبِّها بنور پروردگار آن مراد بآن عدلست و حكم صواب و تسميه آن بنور بجهت ظهور حقوقست و رفع ظلمت ظلم بسبب آن و اضافه آن به ارض باعتبار آنست كه بسبب نشر عدل و نصب موازين قسط و حكم بحق زمين قيامت مزين و منور شود و از قبيل اينست كه پادشاه عادل را مىگويد كه: اشرقت الآفاق بنور عدلك و أضاءت الدنيا بقسطك. و درباره ملك جابر مىگويند كه اظلمت البلاد بجور فلان و در حديث نيز واقع است كه اظلم الظلمات. يوم القيمة، و گويند كه مراد بنور نور علم و عمل است يا نوريست كه خداى تعالى بيافريند و بسبب آن زمين عرصات بىماه و آفتاب روشن شود وَ وُضِعَ الْكِتابُ و نهاده شود نوشتها يعنى صحايف اعمال در يمين و شمال يا لوح محفوظ را وضع نمايند در زمين محشر وَ جِيءَ بِالنَّبِيِّينَ و بياورند پيغمبران را بجهت دعوى ابلاغ بر امتان يا الزام حجت بر ايشان وَ الشُّهَداءِ و گواهان را بواسطه صحت دعوى پيغمبران و تكذيب امتان مراد فرشتگانند كه بر آدميان موكلند و نيك و بد ايشان را مينويسند يا عدول مؤمنان و گويند كه مراد از شهداء شهيدانند كه بجهت شرافت و مزيت مرتبه ايشان را رفيق پيغمبران گردانند وَ قُضِيَ و حكم كرده شود بَيْنَهُمْ ميان بندگان بِالْحَقِ بعدل و
صعق در اين آيه آن بيهوشيست كه مرگ دنبال آنست يعنى و دميده شود در صور (هنگام ظهور قيامت) پس بيهوش شوند و بميرند هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ و در بيان اين استثناء و تعيين مستثنى اقوال مفسرين و روايات مختلف است و اكنون مجالى و محلى براى بيان اين معنى نيست شايد در محل مناسبى بتوضيح بيشترى پرداخته شود