تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٧ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
و خواه در وقت اسلام گاهى كه شرك مقيد بموت باشد هم چنان كه آيه وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ دالست بر آن پس معنى بر آن وجهست كه اگر شرك آورى تا حين موت هيچ كدام اعمال تو بدرجه قبول نرسد و ثوابى بر آن مترتب نشود پس تابع اهل شرك مشو و باغواى ايشان از راه مرو.
٦٦- بَلِ اللَّهَ فَاعْبُدْ بلكه خداى را پرستش كن وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ و باش از جمله سپاس داران بر نعمت توحيد و اخلاص عبادت، و مخفى نيست كه فَاعْبُدْ جزاى شرط محذوف است و تقدير كلام اينكه لا تعبد ما أمروك بعبادته بل ان كنت عاقلا فاعبد اللَّه پس حذف شرط شده و بعوض آن مفعول جزا مقدم گشته فحينئذ حقيقت معنى آنست كه پرستش مكن آنچه جاهلان مشرك ترا بپرستيدن آن امر ميكنند بلكه اگر عاقلى و از اهل خبرت و بصارت پس پرستش خداى كن و در عبادت غيرى را شريك او مساز تا اعمال تو بموقع قبول رسد چه كسانى كه شرك را نسبت باو دادند و سخنان نالايق در حق او گفتند اهانت او نمودند.
٦٧- وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ و تعظيم نكردند و بزرگ نداشتند خدا را در نفسهاى خود حَقَّ قَدْرِهِ سزاى عظمت و بزرگى او را زيرا كه در حق او اعتقاد شرك كردند و روى بعبادت غير او آوردند يا وصف ننمودند او را از آنچه حق وصف او باشد بجهت آنكه ايجاد او را حمل بر عبث كردند و در اعاده اجسام اسناد عجز باو نمودند، آوردهاند كه جبرئيل امين نزد سيد المرسلين صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد و گفت يا ابا القاسم چگونه كفار اسناد عجز باو سبحانه ميكنند و تعظيم او را فرو گذاشت مى- كنند و حال آنكه روز قيامت اين هفت آسمان را بر اصبعي نهد و اين هفت زمين را بر اصبعى و جبال را بر اصبع ديگر و ساير خلق را بر ديگرى و همه را بحركت درآورد و گويد كه
انا الملك
منم پادشاهى كه غالب مطلقم بر همه اشياء، آن حضرت از اين كلام تعجب نموده تبسم فرمود بعد از آن جبرئيل عليه السّلام اين آيه را بر او خواند كه وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً و زمين همه آن قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ در قبضه اقتدار او باشد در روز رستخيز وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ و همه آسمانها در پيچيده شده بدست قدرت او، از عبد اللَّه عمر منقولست كه حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرمود كه حق سبحانه در روز قيامت آسمانها را بر هم پيچيده و بدست گرفته گويد
انا الملك اين الجبارون و أين المتكبرون
و شبههاى نيست در آنكه مراد از امساك ما سوى باصابع و تحريك آن نه بمعنى حقيقت است بلكه آن بر سبيل تخييل است هم چنان كه يمين و قبضه كه بر طريق تمثيل است و مقصود از آن اظهار قدرت باهره او سبحانه است و تنبيه بر آنكه افعال عظامى كه افهام در آن حيرانند و اوهام برسيدن آن سرگردان نسبت بقدرت كامله سبحانى در غايت سهولت است و كمال آسانى بر وجهى كه وقوف