تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٦ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
معترضه است و ايراد آن بجهت دلالت است بر آنكه او سبحانه مطلعست بر جميع افعال بندگان و جزا دهنده بر وفق استحقاق آن و تغيير نظم بين الفريقين اشعار است بآنكه عمده در فلاح اهل ايمان فضل الهى است و در هلاك كافران خسران نفسهاى ايشان و تصريح بوعد و تعريض بوعيد ايماء است بغايت كرم او سبحانه و نهايت رحمت او، و بعد از ذكر آيات وحدت و ادله قدرت و بيان مواعيد امر ميفرمايد بحضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله و سلّم كه:
٦٤- قُلْ بگو از روى انكار باهل شرك كه ترا بدين خود دعوت ميكنند أَ فَغَيْرَ اللَّهِ آيا غير خداى را تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ ميفرمائيد مرا كه پرستش نمايم بعد از آنكه اين همه دلايل واضحه دلالت كند بر وحدت و قدرت او سبحانه أَيُّهَا الْجاهِلُونَ اى نادانان بعواقب امور خود و بعجز معبودان خود در رسانيدن نفع و ضرر و ديدن و شنيدن، پس از كفار اعراض نموده به پيغمبر خود خطاب ميكند كه:
٦٥- وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ و بدرستى كه وحى كرده شده است بسوى تو وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ و بسوى آنان كه پيش از تو بودند از پيغمبران ديگر، يعنى وحى من متوجه شده بهر فردى از افراد شما كه پيغمبرانيد و به اينكه قسم بعز و جلال من لَئِنْ أَشْرَكْتَ اگر شرك آورى لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ هر آينه باطل باشد كردار تو و اين بر سبيل فرض است و فرض محال هر گاه بجهت غرضى باشد جائز است، و ميتواند بود كه خطاب بحسب ظاهر متوجه پيغمبران باشد و از روى حقيقت راجع بافراد مسلمانان از امم ايشان پس گوئيا هر يك از افراد اهل اسلام را خطاب ميكند كه اگر مشرك شوى عمل تو نابود ميشود وَ لَتَكُونَنَ و هر آينه باشى مِنَ الْخاسِرِينَ از زيانكاران و اين از قبيل عطف مسبب است بر سبب، و بدانكه اين آيه دلالت نميكند بر صحت قول اهل احباط كه [١] وعيديهاند زيرا كه معنى آيه باين راجع است كه هر كه شريك سازد غير خدا را در عبادت پس عبادت او نه بر وجهى خواهد بود كه بآن مستحق ثواب شود چه ثواب مترتب است بر خلوص عمل نه بر عملى كه مشوب بغير باشد مراد از حبط نفى وقوع آنست بموقع قبول و ميتواند بود كه مراد از عمل مطلق طاعت او باشد خواه در حالت كفر
[١] اين سخن مجرد ادعا است و پايه استوارى ندارد چه آنان كه احباط بمعنى واقعى را انكار ميكنند راجع بغير كفر و شركست و اما نسبت بشرك و كفر پس مورد اتفاق است و بنصوص آيات قرآن ثابت و محقق است مانند آيه ٢١٤ سوره بقره وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ الاية و اما غير شرك و كفر از معاصى و سيئات پس مورد اختلافست اكثر علماء قائل ببطلان احباطند و جمعى از اكابر علماء و محدثين اخذ بظواهر آيات و روايات نموده قائل بصحتند و ما در موارد عديده راجع بدين مطلب بياناتى كردهايم و اكنون حاجتى بتكرار نيست و چنانچه مشاهده ميكنيد اين آيه نيز دلالت و ظهور دارد در آنكه هر گاه مؤمنى مشرك شود عمل وى حبط و تباه ميگردد و از زيانكارانست و تعجب است از بعض معاصرين كه بطور اطلاق گويد: در مذهب شيعه احباط باطلست