تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١١٤ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٦٠ تا ٦٩
اسناد مينمايند و نسبت آفريدن بدون مصلحت و غرض و تكليف ما لا يطاق و ايلام بدون عوض باو مىدهند نيز در اين آيه داخلند و بر همين قياس است اسناد اقاويل كاذبه بخدا و رسول و اهل بيت او، عياشى باسناد خود از خيثمه نقل كرده كه او از امام جعفر صادق عليه السلام نقل نمود كه آن حضرت فرمود كه هر كه حديثى را بما نسبت دهد اگر در آن صادقست پس مصدق قول خدايست و رسول او و اگر كاذبست پس افتراء كرده است بخدا و رسول زيرا كه ما حديثى را كه بيان ميكنيم نميگوئيم قال فلان و قال فلان بلكه مىگوييم قال اللَّه و قال رسول اللَّه پس اين آيه تلاوت نمود كه وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ و بعد از آن خيثمه اشاره بهر دو گوش خود كرد و گفت كه اين هر دو گوش من كر باد كه اگر اين حديث از آن حضرت نشنيده باشم، و از سورة ابن كليب مرويست كه از امام محمّد باقر عليه السّلام معنى اين آيه پرسيدم فرمود كه مراد هر اماميست كه نسبت امامت بخداى دهد و حال آنكه خداى تعالى او را منصب امامت نداده باشد من گفتم اگر چه آن كس علوى باشد فرمود كه
نعم و ان كان علويا
گفتم اگر چه فاطمى باشد فرمود كه
و ان كان فاطميا
و بدانكه چون حق سبحانه از حال مشركان و اهل طغيان و عصيان اخبار نمود در عقب آن ذكر حال متقيان ميكند و ميگويد كه:
٦٢- وَ يُنَجِّي اللَّهُ و نجات دهد خداى تعالى از عذاب جحيم و عقاب اليم الَّذِينَ اتَّقَوْا آنان را كه پرهيز كردند از شرك و مجتنب شدند از معاصى بِمَفازَتِهِمْ بسبب ايمان و انواع طاعات كه اسباب فوزند و رستگارى، و حفص بِمَفازَتِهِمْ ميخواند بصيغه مفرد يعنى بعمل صالح كه مسبب فلاح و نجات ايشانست از آتش دوزخ و تسميه اعمال صالحه بمفازات از قبيل تسميه سبب است باسم مسبب، و ميتواند بود كه مفازات بمعنى حقيقى خود باشد بتقدير مضاف و بنا بر اين تعدد مفازات باعتبار افراد متقيان باشد چه هر متقى را مفازة و منجاتيست يعنى برهاند خداى متقيان را باسباب مفازة كه اعمال حسنهاند لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ در حالتى كه نرسد بايشان هيچ بدى و سختى و ميتواند بود كه اين كلام مستأنف باشد از براى بيان مفازة يعنى فوز ايشان باين وجه است كه نه بدى بايشان رسد وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ و نه ايشان اندوهگين شوند از فقدان نعمت و لذت و بعد از ذكر وعد و وعيد بيان عموم قدرت خود ميكند بر اين نهج كه:
٦٣- اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ خدا آفريننده همه چيزها است وَ هُوَ و او عَلى كُلِّ شَيْءٍ بر همه چيزها وَكِيلٌ نگهبانست و قايم بحفظ آن و متصرف در آن، و ببايد دانست كه چون او سبحانه را مدخلى هست در افعال مخلوقات از اين حيثيت كه مبدء جميع ممكناتست و اقدار و تمكين و تيسير اسباب از جانب او است پس اينكه اسناد جميع اشياء بخود نموده باعتبار اينست و نيز