تفسير منهج الصادقين فى الزام المخالفين - كاشانى، ملا فتح الله - الصفحة ١٠٩ - سوره الزمر(٣٩) آيات ٥٠ تا ٥٩
رفت؟ فرمود كه چون بندگان مرا از رحمت من نوميد گردانيدى امروز من نيز تو را از رحمت خود نااميد گردانم، تو را به سلاسل و اغلال كشم.
معمر از زهير روايت كند كه روزى يكى از اصحاب نزد رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمد گريان رسول فرمود كه چرا ميگريى گفت جوانى بر در ايستاده و ميگريد و از بسيارى گريه مرا بگريه آورده فرمود وى را درآوردند رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم گفت چرا ميگريى گفت از گناه خود و خشم خدا ميترسم گفت موحدى يا مشرك گفت موحد فرمود كه گريه مكن كه خدا ترا بيامرزد اگر چه مثل هفت آسمان و هفت زمين گناه كرده باشى گفت يا رسول اللَّه گناه من از آن عظيمتر است رسول فرمود كه گناه عظيم خداى كريم بيامرزد بعد از آن فرمود كه اى جوان بگو كه گناهت چيست گفت يا رسول اللَّه شرم دارم زيرا كه گناهم از عرش عظيمتر است و از كرسى ثقيلتر فرمود كه گناه تو عظيمتر است يا خدا گفت خدا فرمود كه اى پسر گناه عظيم را خداى عظيم بيامرزد پس بگو تا چه گناه كردهاى كه باين مرتبه نوميد شدهاى از مغفرت خداى گفت يا رسول اللَّه من نباش بودم و هفت سال گور ميشكافتم و كفن مردهها را ميبردم اتفاقا روزى دخترى از انصار وفات كرد من گور او را شكافتم و كفن او را بيرون كردم و برگشتم شهوت نفسانى بر من غالب شده و مرا بر آن داشت كه بازگشتم و با او مواقعه كردم چون از آن عمل فارغ شدم آوازى آمد كه اى جوان واى بر تو از ديوان يوم الدين انديشه نكردى كه مرا برهنه كردى و اين رسوايى بمن نمودى و در لشكرگاه مردگان مرا پليد كردى پيش خدا و رسول خدا چه خواهى گفت چون رسول اين سخن بشنيد گفت اين فاسق را بيرون كنيد كه از او بدوزخ نزديكترى نيست [١] وى از آنجا بيرون آمد و روى ببيابان نهاد و روز و شب تضرع ميكرد يك روز گفت خدايا بحق انبياى مرسل كه توبه من قبول كن و از سر من درگذر اگر توبه من قبولست و انابت من مقبول رسول خدا را باز نما و الا آتشى در من انداز تا بسوزم در حال جبرئيل آمد و گفت حقتعالى ميفرمايد كه من توبه آن جوان را قبول كردم و از جميع گناهان او درگذشتم او را باز طلب و آتش وعيد كه در كانون سينه او افروخته بآب وعد منطفى
[١] اگر چه اين حكايت از حيث سند ضعيف و از طريق عامه منقولست ولى از لحاظ مضمون منافاتى با مفاد آيه شريفه ندارد بلكه مدلول آيه كريمه را تأييد مينمايد يعنى ميتوان حكايت اين جوان را كه گناه بسيار عظيمى مرتكب شده بود و آخر الامر توبه او مقبول و مشمول رحمت الهى گرديد (با فرض صحت) يكى از مظاهر رحمت واسعه پروردگار بشمار آورد و يكى از موارد تجلى معناى إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً قرار داد و اما اينكه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم با آنكه خود رحمة للعالمين بود اين سخن را درباره او فرمود: (اين فاسق را بيرون كنيد كه از او بدوزخ نزديكترى نيست) بر فرض صحت از جهت آشنا كردن مردم است برحمت غير متناهى خداى تعالى و اينكه مردم بدانند چون رحمت خداوند متناهى و محدود نيست پس رحمت او از رحمت هر كس بمراتب بيشتر و بالاتر است و هو ارحم الراحمين حتى از پيغمبر رحمة للعالمين.